X
تبلیغات
ماهیگیری - معرفی مکانهای ماهیگیری
ماهیگیری

سلام به دوستاران ورزش مفرح ماهی گیری

امروز می خوام یه اطلاع رسانی بکنم.این روزا بهترین زمان برای ماهی گیری در دریاچه سد سفید روده.

به چند دلیل

1- داره پاییز میشه

2- آب رود خانه شاهرود زلاله

3- از همه مهمتر تو فصل پاییز و بعد زمستون ازشدت بادی که اونجا می وزه کاهش پیدا می کنه

4 – آب رود خونه ی که داره وارد دریاچه سد میشه سطحش امده پایین

5- هفته آخر تعطیلاته استفاده کنید.

فکر کنم نحوه ماهی گیری رو من و دوستانم بارها توضیح داده باشم.فقط مراقب خودتون و پاکیزگی محیط زیستمون باشید.

دوستار شما جهان

Rain.rain20@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه 1390/06/26ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط جهان  | 

يكي از دوستان خوبم ( آقا مرتضي ) سئوالي در مورد محل هاي مناسب و دنج ماهيگيري در مازنداران پرسيده بودند ، چون دوست داشتم كمي مفصل تر به اين موضوع بپردازم اين پست را در وبلاگ قرار دادم اميدوارم مورد استفاده باشد.

بابلسر:

شهري كه چهارسال در آنجا ساكن بودم و تقريبا همه سوراخ و سنبه هاي آنرا بلدم . يكي از محل هاي دنج و خوب ماهيگيري در بابلسر شازده رودخانه است :

اين رودخانه كوچك در سمت شرق شهر جريان دارد اطراف آن در نزديكي دريا زمين هاي كشاورزي وجود دارد ، براي رفتن به شازده رودخانه ( كه كمتر به اين نام خوانده ميشود) بايد آدرس خوابگاه نخست وزيري را بپرسيد در سمت راست خوابگاه دانشجويان جاده كوچك و خاكي شما را بسمت آب هدايت ميكند. اطراف رودخانه درختان بلند شما را از گزند آفتاب مصون مي دارند . زماني اكثر اوقات با يك چوب ماهيگيري (ني) ماهي هاي كولي و كپور خوبي آنجا ميگرفتم يادش بخير! بعضي وقتها كه مسيرم به سمت بابلسر نزديك باشد براي تداعي خاطرات گذشته به آنجا ميروم و جالب اينكه  هنوز هم براي ماهيگيري جاي خوبي است. مخصوصا در زماني كه دريا توفاني باشد يا بدليل گل آلود بودن رودخانه اصلي بابلسر نتوان در آن ماهيگيري كرد.در نقشه زير فلش سبز رنگ محل تلاقي جاده كنار خوابگاه دانشجويان و شازده رود خانه را نشان ميدهد.

 

برای واضح دیدن نقشه روی آن کلیک کنید

 محل ماهيگيري ديگر در بابلسر رودخانه اصلي است كه از وسط شهر عبور ميكند و بابلرود ناميده ميشود ، چندين سال است كه اين رودخانه لايروبي و براي تردد كشتي هاي ماهيگيري ( كليكا) آماده شده و در مصب آن موج شكن هايي احداث گرديده، اين موج شكن ها محل مناسبي براي ماهيگيري در دريا هستند . در نقشه بالا محل آنرا با فلش قرمز رنگ مشخص كرده ام.

اسكله بابلسر – عكس از ايسنا

در طول رودخانه بابلرود هم مي توان ماهيگيري كرد مخصوصا در روي پلي بنام پل شكسته ( با فلش مشكي رنگ در روي نقشه علامت گذاري شده) تابستان سال پيش روي اين پل تعداد زيادي ماهي كفال ريز با پسر هايم گرفتيم و همه آنها را به رودخانه باز گردانديم. يادم مي آيد حدود بيست سال پيش ماهي هاي اورنج بسيار زيبا و درشتي درون اين رودخانه صيد ميشد، براي صيد آنها از در فصل زمستان از ميوه درخت انجير كه بصورت تازه و یخ زده درون فريزر نگهداري شده بود استفاده ميكرديم.

 فريدونكنار:

از بابلسر كه بطرف غرب حركت كنيم محل هاي زيادي براي ماهيگيري وجود دارد ازجمله اسكله فريدونكنار كه بصورت يك بندر براي پهلو گرفتن كشتي هاي بزرگ ساخته شده و با موج شكن هاي بلندش محلي بسيار مناسب براي ماهيگيري در درياست ، اين موج شکن هادر صورت مواج بودن دريا محل آرامي  را براي ماهيگيري در دسترس قرار میدهد.

عكس از وب سايت بندر فریدونکنار

البته ماهيگيري در اين اسكله با محدوديت هايي مواجه  بوده ، مثلا براي رفتن به آنجا از درب اصلي وارد نميشديم و از جاده كنار گذري كه از سمت دريا  به آن نزديك ميشد تردد مي كرديم ، يا ميگفتند براي ماهيگيري در اسكله بايد مجوز داشت ( ما با مجوز سالانه ماهيگيري كه مخصوص استان مازنداران بود به آنجا مي رفتيم ولي نديدم كسي مجوز  را كنترل كند )

نكته اصلي واگذاري اين اسكله به بخش خصوصي از حدود يكسال پيش است و نميدانم الان ماهيگيري در آن آزاد است يا نه؟ لذا قبل ازرفتن به اسكله فريدونكنار سئوال كنيد . فكر ميكنم از طريق وب سايت بندر فريدونكنار بتوان موضوع را جويا شد.

اينجانب شاهد صيد كپور هاي دريايي بزرگي در اين اسكله بوده ام . البته اگر گاو ماهي هاي درياي خزر فرصت صيد بقيه ماهي ها را بدهند؟!

از فريدونكنار بسمت غرب محل هاي ديگري براي ماهيگيري از جمله سرخرود  ، و .... نيز وجود دارد كه شايد تاكنون كمتر كسي ( مثل شازده رودخانه و بندر فریدونکنار)به معرفي آنها مبادرت كرده است.

دوستدار و ارداتمند همه ماهيگيران ورزشي majd

  Fishing.fisher@yahoo.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/24ساعت 11:15 بعد از ظهر  توسط مجید  | 

ماهيگيري در مهديخان(قروه)

دوستان عزيز پيرو معرفي محل هاي ماهيگيري ، در اين پست مي خواهم شما را با محلي در نزديكي قروه (سنندج) آشنا كنم كه باب طبع  ماهيگيران علاقه مند به صيد كپور است.

 بسته به محل زندگي شما از مسير هاي متفاوتي مي توان به مهديخان رفت ،مسير انتخابي اينجانب تهران – همدان- قروه – سيريش آباد – مهديخان است.

 

رودخانه اي كه  از نزديكي مهديخان عبور ميكند يكي از ريزآبه هايي است كه به رودخانه تلوار ميريزد. رودخانه تلوار نيز يكي از سرشاخه هاي اصلي قزل اوزن مي باشد.

حضور در شهر همدان موقعيت خوبي را براي رفتن به سمت قروه  فراهم ميكند ( فاصله همدان - قروه حدود 75 كيلومتر) ، از قروه بسمت سيريش آباد( 10 كيلومتر) و از سيريش آباد بسمت راست تا روستاي مهدي خان ( فاصله 15 كيلومتر ) راه است. طول اين جاده تا مهدي خان اسفالت است البته از قروه به بعد وضعيت اسفالت چندان مناسب نيست. قبل از روستاي مهدي خان پلي روي رودخانه وجود دارد و در دو طرف آن بركه هاي كوچكي كه در اطراف آنها نيزار است بچشم مي خورد . وجود اين نيزار ها كار ماهيگيري را كمي مشكل ميكند. اين رودخانه مملو از ماهيان كپور است ، به صورتي كه اگر بر بالاي تپه هاي نزديك آب برويد به وضوح كپور هاي 2 كيلويي را كه در حال شنا در آب هستند مشاهده ميكنيد.

 

 عكس ماهواره اي از منطقه اطراف مهدي خان (سايتwikimapia )

 

 اين هم نمايي نزديكتر از منطقه و پل موجود بر روي روخانه (سايت wikimapia)

جاده از مهدي خان به بعد خاكي است و در صورت ادامه دادن راه بسمت شمال نقاط دنج تر رودخانه قابل دسترس خواهد بود.

طعمه استفاده شده در اين محل كرم خاكي بوده كه بشدت از طرف ماهيان كپور مورد استقبال قرار گرفته است.

در خاتمه جا دارد از دوست خوبم محسن كه اطلاعات و راهنمايي هاي  لازم  را در خصوص معرفي اين محل داشته اند تشكر كنم. قرار است انشاالله با محسن براي ماهيگيري به آنجا برويم ، چنانچه اين امر محقق شود حتما گزارش آنرا در وبلاگ قرار خواهم داد.

ارادتمند و دوستدار همه ماهيگيران ورزشي majid

       Fishing.fisher@yahoo.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 8:45 قبل از ظهر  توسط مجید  | 

بسمه تعالی

دریاچه پریشان

 

می خواستم در مورد دریاچه پریشان مطلبی بنویسم و دوستان را با توجه به نزدیکی ایام سال نو بیشتر با جاذبه های گردشگری این دریاچه بی نظیر آشنا کنم ، دیدم دریاچه پریشان  تبدیل به کویر پریشان شده !؟

 دریاچه پریشان در 12 کیلومتری کازرون قرار دارد ( داشت) و در مقاله زیبایی که آقای مهندس عبدالرضا سامانی در سایت تخصصی ماهیگیری ورزشی آورده اندبطور کامل تشریح گردیده است.( جا دارد همین جا عرض سلام و ادب خدمت ایشان داشته باشم زیرا خود من از طرفداران خواندن مطالب بسیار آموزنده و مفید سایت مزبور بودم و چندین بار نیز تلفنی از راهنمایی و توضیحات ایشان استفاده کرده ام ، هر چند مدتهاست دیگر خبری از مقالات جدید آقای سامانی  نیست ، امیدوارم  همیشه سلامت و پیروز باشند)

عید نوروز سال 1381 در سفری که به جنوب داشتم از دریاچه پریشان به اتفاق خانواده بازدید کردیم. کنار دریاچه مقر مرکزی سازمان حفاظت از محیط زیست و تعدادی ساختمان همراه با محوطه ای زیبایی به چشم می خورد ، طبق معمول لوازم ماهیگیری هم که پشت خودرو همراهم بود و برای اخذ مجوز به دفتر محیط زیست مستقر در آنجا مراجعه کردم ولی با پاسخ منفی آنان و اینکه ماهیگیری در اینجا ممنوع است برخورد کردم. چاره ای نبود باید از خیر ماهیگیری میگذشتم ، به پیشنهاد همراهان قایقی اجاره کردیم تا برای صرف ناهار از عرض دریاچه گذشته ودر  محلی دنج  استراحت کنیم و گشت وگذاری هم در کنار دریاچه داشته باشیم. چشمتان روز بد نبیند که تا کمی از ساحل دور شدیم با تعداد بیشماری ماهی مرده  باد کرده ( عمدتا کپور معمولی در سایز های مختلف) که بر روی آب شناور بودند بر خورد کردیم. شاید بتوان گفت تقریبا سطح دریاچه را در بعضی نقاط پوشانده بودند. موضوع را از قایق ران جویا شدم او نیز این اقدام را به تعدادی از اهالی نا آگاه منطقه که با سم اقدام به کشتن ماهی ها برای صید آنان کرده اند نسبت داد. واقعا صحنه بسیار ناراحت کننده و نا خوشایندی بود،  چطور این کار در دریاچه ای که تحت حفاظت سازمان محیط زیست قرار دارد انجام شده بود نمی دانم؟ خلاصه دیدن این همه ماهی  قتل عام شده خاطره ای تلخ و از یاد نرفتنی برای من شد.

صحبت از سم شد ، یادم  می آید مدتها قبل در سفرماموریتی که به منطقه شوشتر ( دیمچه ) در خوزستان داشتم و طبق معمول نیز در فرصتهای استراحت در رودخانه های آن منطقه ماهیگیری کردم با روش بعضی از افراد نا آگاهی که با سم ماهیگیری میکردند از نزدیک برخورد کردم ، آنان داخل بطریهای خیلی بزرگ شیشه ای مواد سمی را پر میکردند و بعد روزنه ای کوچک در نوک بطری ایجاد و بطری بزرگ حاوی سم را در جریان  آرام آب رودخانه  قرار میداند و بعد از مدت زمانی که نمیدانم چقدر بود به مرور و بطور مستمر با ورود سم به داخل آب تعداد بیشماری از موجودات آبزی را از بین می بردند و با این کار تعدادی ماهی  آلوده به سم را جهت فروش در بازار به مردم از همه جا بی خبر می گرفتند . ما هم مانده بودیم چکار کنیم ، آنها را نصیحت  کنیم یا به ماموران محیط زیست که در آن منطقه دور افتاده نبودند خبر بدهیم...؟؟

بگذریم و برویم سراغ دریاچه ( کویر) پریشان و دیدن عکس های  مربوط به آن و گفتن این نکته که :

اگر ما قدراین نعمت های الهی را میدانستیم و در حق آن جفا نمی کردیم چه بسا که اراده خداوند نیز درایجاد ویا جبران این خشکسالی بگونه ای دیگر بود....

 

 

دیدن این عکسها برای من که این دریاچه را در زمان حیاتش از نزدیک مشاهده کردم بسیار ناراحت کننده است، بر فرض که خشکسالی از بین رفت و دریاچه دوباره پر از آب شد ، ولی ماهیان زردک، سرخه، پرک ،مار ماهی آب شیرین ، کپور، فیتوفالک و آمور آن دیگر از بین رفته اند.خداحافظ

منتظر خواندن نظرات شما عزیزان هستم

دوستدار وارادتمند همه ماهیگیران ورزشی majid

    Fishing.fisher@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/06ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط مجید  | 

بسمه تعالی

ماهیگیری همراه با کوه پیمایی

 

به نظر شما جالب ترین نوع ماهیگیری کدام است ؟ ماهیگیری در هر نقطه وبا هر روشی لذت خاص خودش را دارد و به طبع علاقه مندان خاص خود را می طلبد. شاید راحت ترین کار این است که سوار خودرو بشویم و به نزدیک ترین منطقه محل زندگیمان برای ماهیگیری مراجعه کنیم و سعی  نمائیم در نقاط صعب العبور نیز حتی الامکان با استفاده از خودرو دو دیفرانسیل و دنده کمک به نزدیکی آب برسیم  و تازه وقتی هم  مستقر شدیم چادر و صندلی تاشو ... کلی وسایل دیگر را علم کنیم و چوب را بکاریم و خلاصه چرت بزنیم تا ببینیم چه اتفاقی می افتد ! یادم می آید یکی از دوستان اهل کوهنوردی که سابقا با هم می رفتیم کوه همیشه از تنبلی بعضی از ماهیگیران و علاقه آنها به یکجا نشستن  انتقاد میکرد .... لیکن فکر میکنم ماهیگیری زمانی ورزش است که با تحرک و فعالیت بدنی همراه باشد. من خیلی از جاه های ایران ماهیگیری کردم و از انواع روش های ماهیگیری نیز با توجه به موقعیت مکانی و زمانی استفاده کردم ، هر چند بدون تعارف باید اعتراف کنم خود را در اول این راه میدانم و همیشه محتاج کسب تجارب جدید هستم . ولی امروز می خواهم لذت بخش ترین و ورزشی ترین نوع ماهیگیری در مکانی رویایی در بالای ابرها و ارتفاعات کوه های ایران را برایتان تشریح کنم .

منطقه مورد نظر در ارتفاعات ییلاقی شمال ( گیلان) و در دل جنگل های بکر و غنی از پوشش گیاهی قرار دارد ، با رودخانه ای کوچک به عرض 2 تا 5 متر که از دل جنگلهای مرتفع منطقه سرچشمه می گیردو در ارتفاعات محل زندگی قزل آلای خال قرمز از نژاد خالص می باشد . بهترین زمان ماهیگیری در آن اواخر بهار و طول تابستان می باشد .

وقتی می گویم بکر ، یعنی بکر به معنای واقعی ، آب این رود را بدون هیچ ترسی می توان نوشید چون بسیار زلال و پاک است و انسانی وجود ندارد که آنرا آلوده سازد. بهتر است در فصول سرد ( اواخر پاییز و زمستان ) به هیچ عنوان به آن منطقه نرفت چون خطر حیوانات وحشی مانند گرگ ، خرس و پلنگ انسان را تهدید میکند ، تازه در تابستان نیز باید از ماهیگیری انفرادی در آن محل اجتناب کرد ، چون برای رسیدن به رودخانه می بایستی از داخل جنگل دور افتاده ای عبور کرد و در محل هایی که پوشیده از بوته می باشد لازم است دو سه نفری در کنار هم و نزدیک به هم حرکت کرد تا خطر حمله احتمالی حیوانات وحشی از بین برود. یکی از بچه های محلی که روش ماهیگیری در این رودخانه را به او یاد دادم بعضی اوقات تنهایی و باتفاق چند تا سگ برای ماهیگیری به این رودخانه میرود.

ابتدای مسیر صعود به کوه در انتهای روستایی زیبا واقع شده است که در عکس نخست مشاهده میشود وحتما می بایستی برای دفعات اول با تفاق افراد محلی بداخل جنگل رفت تا خدای ناکرده گم نشویم . حدود یک ساعت پیاده روی از انتهای روستایی که در بالای کوه قرار دارد و بالا وپایین رفتن از کوه در پیش رو خواهد بود ، در مسیر نیز صحنه هایی بدیع و چشم نواز از طبیعت زیبای ایران زمین بدون هیچگونه اثری از آلودگی محیط زیست شما را به تماشا دعوت میکند.

 

وقتی به رودخانه می رسید تازه اول راه است چون حرکت از سمت بالا به پایین و قلاب انداختن نتیجه بهتری خواهد داشت ، با رعایت فاصله احتیاطی با رودخانه ( بخاطر نترسیدن ماهیان) به سمت بالا حرکت میکنیم.چنانچه یک ضرب به کنار رودخانه بروید احتمال زیاد قزل آلایی را که در یک چاله آب کوچک در حال شناست می بینید و بدنبال آن فرار کردن او را نیز شاهد خواهید بود. حدود سه ربع مسیر را ادامه میدهیم و میرسیم به آبشار زیبایی که بسختی می توان از کنار آن عبور کرد ، بلندی آبشار حدود سه متر است نمی دانم بالاتر چه خبر است .آیا ماهی دارد یا نه ؟ تا حالا نه من و نه دوستانم از این محل بالاتر نرفته ایم و نشنیده ایم کسی بالاتر رفته باشد. لذا صلاح نمی دانیم مسیر را به سمت بالا ادامه بدهیم پس کار را از همین نقطه شروع میکنیم .

 

عمق رودخانه کم است ودر اکثر جاها از حدود نیم متر تجاوز نمی کند ولی در برخی نقاط بطور استثنایی تا عمق یک متر نیز دیده میشود.چنانچه در فصلی که آب خیلی شفاف باشد برای ماهیگیری به انجا بیایید ، نباید به آب نزدیک شوید چون ماهی ها شما را می بینند ، من در این زمانها با احتیاط ، بصورتی که دیده نشوم پشت بوته های کنار آب مخفی میشوم یا دلا دلا در حالتی که دیده نشوم قلاب می اندازم.

راستی اکثرا از قلاب کرمی و یک چوب کاسی متوسط با شناور استفاده میکنم و قلاب را به آرامی سمت آب هدایت میکنم. سایز قلاب را هم کوچک انتخاب میکنم همراه یک سرب بسیار سبک تا در عمق کم و از لا به لای سنگهای کوچک رودخانه به راحتی عبور کند.

در برخی اوقات نیز از یک لانسه کوچک بصورتی که دو زانو زده ام و خود را استتار کرده ام استفاده میکنم.

اندازه قزل های این رودخانه تا آنجا که من دیده ام بیشتر از 20 سانت نیست ولی بسیار زیبا و اصیل هستند.

 

بیشتر اوقات باید ماهی های کوچک صید شده را آزاد کنید . همیشه اولین نفری که جلوتر حرکت میکند در ماهیگیری موفق تر خواهد بود چون بهتر می تواند از سکوت محیط استفاده کند.

اطراف رودخانه درختان جنگلی سایه خوبی ایجاد میکنند و همه چیز برای یک ماهیگیری خوب و دلچسب آماده است. وقتی هم که خسته می شویم در کنار آب استراحتی میکنیم و ناهاری میخوریم .

 انشاالله تابستان سال آینده حتما عکسهای مناسبی را از این محل تهیه و به نظر دوستان عزیزم میرسانم.راستی یک خاطره خنده دار هم کنار این رودخانه دارم که بد نیست تعریف کنم ، ظهر بود و من وظیفه گرم کردن چند تا کنسرو لوبیا را بر عهده داشتم از تهران یک قوطی فلزی الکل جامد همراه آورده بودم ، فروشنده می گفت میتوانی این قوطی را مستقیما به عنوان اجاق استفاده کنی ، من هم همین کار را کردم ، لیکن بعد چند دقیقه می خواستم کنسرو ها را جابجا کنم اما حواسم به گرم شدن بیش از اندازه بدنه قوطی الکل نبود و تا آنرا گرفتم بلند کردم دستم سوخت و نا خداگاه قوطی الکل از دستم پرت شد و الکل داخل آن که بدلیل گرم شدن حالت مایع پیدا کرده بود درست روی سر و صورتم ریخت ، لحظه اول چیزی متوجه نشدم  ولی چند ثانیه بعد دیدم موهایم و بخشی از ابرو هایم دارند جلز و ولز میکنند و می سوزند ، خوشبختانه نزدیک آب بودم و یک ضرب پریدم تو آب و بدینوسیله آتش گرفتگی اینجانب خاموش شد! البته کوتاه شدن ناموزون بخشی از موی سرم نتیجه این اتفاق بود و همچنین خنده دوستان همراهم به این موضوع!

خیلی دوست دارم تابستان سال آینده با چند نفر از دوستان قسمت های بالاتر رودخانه را ببینم و یک قلابی بندازم ، ببینم  چه خبره ؟ در ضمن آنطور که شنیده ام در نقطه ای بسیار دورتر رودخانه ای بکر تر با قزل آلای های رنگین کمان وجود دارد ، که به گفته یکی از اهالی محل برای یک برنامه دو  سه روزه مناسب است، ایشان اظهار میکردند یکبار یک گروه ماهیگیر از دوستانشان را راهنمایی کرده و با چند تا قاطر اجاره ای  وسایل مورد نیاز اقامت چند روزه خود را تا آنجا حمل نموده اند. به گفته ایشان شب در داخل یک کلبه چوبی هوس خوردن ماهی های صید شده را کرده اند که با انتشار بوی سرخ کردن ماهی، میهمان نا خوانده ای ( یک خرس ) به نزدیک کلبه آمده و آنها هم بخاطر ختم به خیر شدن موضوع ماهی های سرخ شده را از لای سوراخ های دیوار کلبه به آقا خرسه تقدیم کرده اند ! و ایشان هم بعد سیر شدن تشریف برده اند .

اکثر مواقع از تهران ساعت 3 بامداد حرکت میکنم و حدود ساعت 6.30 به روستای مورد نظر میرسم و تا برای ماهیگیری برویم و برگردیم ساعت 5 بعد از ظهر است و واقعا با این کوه پیمایی و پیاده روی کنار رودخانه دیگر رمقی برای رانندگی تا تهران برایم باقی نمی ماند و اگر هم  تو جاده چرتم بگیرد ، ....

نمیدانم چرا هر بار که این خستگی کلافه ام میکند با خودم میگویم دیگر حالا حالا ها از این کارها نمی کنم ولی بعد از چند روز فراموش میکنم و روز از نو...

در خاتمه از اینکه نام محل و آدرس آنرا ذکر نکردم عذرخواهی میکنم ،چون فکر میکنم واقعا این مناطق توان و آمادگی پذیرش تعداد زیاد بازدید کننده را ندارند و وای به زمانی که این مراجعه کنندگان در حق این طبیعت زیبا ظلمی هم روا دارند و کمر به نابودی آن ببندند..

در ضمن عکسهای دوم و سوم تزیینی بوده و بدلیل تشابه فراوان با محل مورد نظر انتخاب شده ، آرزودارم اینجانب را عفو کنید.

بی صبرانه منتظر خواندن نظرات شما عزیزان هستم.

ارادتمند و دوستدار همه ماهیگیران ورزشی majid

        Fishing.fisher@yahoo.com

  

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/22ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط مجید  | 

بسمه تعالی

خاطره ماهیگیری در دریاچه تار


یکی از عجایب خلقت در اطراف دماوند ودر ارتفاعات بالای 3230 متر از سطح دریا دریاچه تار می باشد ،موقعیت جغرافیایی منطقه ای که دریاچه تار در آن واقع است به گونه ای می باشد که گرداگرد آنرا با فواصل متفاوت کوههایی در بر گرفته که از سطح دریاچه بین 50 تا 500 متر ارتفاع دارد وجود این ارتفاعات در کنار یکدیگر بدون آنکه دره ای انرا شکافته باشد موجب پیدایش گودالی شده است که دریاچه تار در آن تشکیل شده و جا خشک کرده است .

دریاچه تار در شرق دماوند واقع شده و از دو طریق امکان دسترسی به آن وجود دارد :

  • از طریق دماوند و از مسیر دامداری هومند – آبسرد که حدود 20 کیلومتر طول راه آن ميباشد.
  • از طریق جاده ای که از راه تهران – فیروزکوه و نقطه 98 کیلومتری آن یعنی دلیچایی منشعب شده و از روستاهای یهر /لی پشت /مومج/دهنار و هویر عبور کرده و در 28 کیلومتری به دریاچه تار رسیده و از ضلع جنوبی آن عبور کرده به جاده ای که از طریق دماوند به دریاچه منتهی می شود متصل می گردد.

دریاچه تار در جهت شمالغرب – جنوب شرق امتداد یافته – طول آن حدود 250 و عرض آن حدود 150 متر می باشد. منبع :جاذبه های گردشگری دماوند

یکی از خاطرات جالب من از تار مربوط به 12سال پیش است .حدود اواسط اردیبهشت ماه بود ، زمستان تقربیا پر برفی را پشت سر گذاشته بودیم . یکی از  دوستانم که حسابی هم اهل طبیعت گردی و گشت و گذاربود و یک خودرو سواری لندرور مدل 62 داشت پیشنهاد داد برای ماهیگیر�%� بهمن های کوچک زمستانی در بخش هایی که جاده پیچ و خم داشت و آفتاب به آنها نتابیده بود آب نشده و بصورت یک تکه یخ راه را بسته بود. پیاده شدیم و فکر آن بودیم که باید چکار کنیم ، دو خودرو دیگر که نظامی هم بودند پشت سر ما از راه رسیدند ، آنها از یکی از اردوگاه های نزدیک برای ماهیگی�9�تیم ،جاده در بعضی قسمتها به درون دره ریزش داشت و لندرور ما با عرض کمش بسختی از آن نقاط رد میشد ،  اوایل راه بودیم که چند تا کبک خیلی ناز با دیدن خودرو به سرعت عرض جاده را طی کرده و از نزدیک خودرو فرار کردند. اینجا بود که فهمیدم باید به منطقه بکری وارد شده باشیم. کمی بالا تر همینطور که از پشت پنجره به بیرون نگاه میکردم یک عقاب بزرگ و خیلی زیبا را دیدم که با فاصله نزدیک بر بالای یک صخره نشسته و به محض دیدن ما بال های بزرگش را باز کرد و پرواز کنان دور شد. من با دیدن این صحنه ها به وجد آمده بودم و بی صبرانه می خواستم دریاچه را ببینم . لیکن به اولین مانع برخورد کردیم، بهمن های کوچک زمستانی در بخش هایی که جاده پیچ و خم داشت و آفتاب به آنها نتابیده بود آب نشده و بصورت یک تکه یخ راه را بسته بود. پیاده شدیم و فکر آن بودیم که باید چکار کنیم ، دو خودرو دیگر که نظامی هم بودند پشت سر ما از راه رسیدند ، آنها از یکی از اردوگاه های نزدیک برای ماهیگیری و گردش قصد داشتند به کنار دریاچه بروند. با کمک هم بعد از کلی معطلی راه را باز کردیم لیکن کمی جلوتر باز هم موضوع قبلی تکرار شد ، متاسفانه فایده نداشت و قطر یخ بیشتر از آن بود که بشود آنرا از سر راه برداشت بهمین خاطر دوباره به جاده اصلی برگشتیم و این بار مسیر دوم را که از میان پنج روستا عبور میکند گرفتیم و بسمت دریاچه حرکت کردیم (همانطور که قبلا گفته شد برای دسترسی به این جاده می بایستی تا نزدیک فیروز کوه بروید لذا مسافت بیشتری نسبت به جاده اول طی خواهید کرد لیکن مسیر مطمئن تری است،لازم بذکراست چند بار خودروهای سواری را نیز در کنار دریاچه مشاهده کرده ام  اما پیشنهاد نمی کنم با سواری معمولی بروید تار ). تا آخرین روستا هم اثری از برف زمستانی نبود ولی بعد از محلی که فکر کنم مربوط به جاده یک معدن می باشد ( با استفاده از دنده کمک خودرو از آن بالا رفتیم) دوبار راه بسته شد و پشت برف و یخ گیر کردیم. دوستان اعتقاد داشتند بر گردیم واز خیر دیدن دریاچه بگذریم  چون نمیدانستیم چقدر از راه مانده است، اما با اصرارمن قرار شد ، پیاده کوه را بالا برم تا ببینم خبری از دریاچه هست یا نه ؟ حدود20 دقیقه مسیری را که فکر میکردم جاده باید از آنجا عبور کرده باشد و پوشیده از برف و یخ بود بالا رفتم ، ولی چیزی معلوم نشد . داشتم کم کم مایوس میشدم ولی احساس میکردم دریاچه باید نزدیک باشد و با رسیدن به نوک یک بلندی دریاچه را دیدم  خیلی خوشحال شدم و سریع برگشتم و دوستان را برای دیدن دریاچه دعوت کردم. در این لحظه گروه قبلی که تو جاده اول دیده بودیم از راه رسیدند و با توضیحات من آنها هم با وسایلشان عازم  محل شدند. ساعت حدود 10 صبح بود و ما مشغول ماهیگیری شدیم .  مناظر بسیار زیبا و بدیعی کنار دریاچه وجود داشت ، داخل دریاچه هنوز تکه های خیلی بزرگ یخ ( مانند کوه یخ در مناطق قطبی ) بر روی آب شناور بودند و بعضی اوقات به نخ ماهیگیری ما نزدیک میشدند . یک خرگوش کوهستانی پشمالوی  مرده روی آب شناور بود وقتی از دم آنرا گرفتم تا از آب خارج کنم از سرمای بیش از اندازه مثل یک تکه چوب صاف از آب در آمد ! آقایان ارتشی که برای ماهیگیری آمده بودند با طعمه کلیکا و با کاشتن چوب به صورت دریایی چند تا قزل رنگین کمان صید کردند  ولی ما تا بعد ازظهر هیچ چیزی نصیبمان نشد . شایان ذکر است در آن زمان هنوز پرورش ماهی در دریاچه تار ایجاد نشده و به بخش خصوصی واگذار نگردیده بود. ساعت حدود 3 بعد از ظهر بود و دوستان همراه من که از ماهیگیری نا امید شده بودند همگی کنار آب در حال چرت زدن بودند ولی من که با این چیزها تو ماهیگیری از راه بدر نمیشم و امیدم را از دست نمیدم و از طرفی هم موضوع تا حدودی حیثیتی بود ، روش کار را عوض کردم چوب های کاشتنی ( با طعمه  لارو) را جمع و با شناور و تک قلاب نصب شده روی آن  با کیلیکا شروع به پرتاب های نه چندان بلند کردم  ، اینجا بود که صحنه های بدیعی از ماهیگیری که عشق منه برایم پدیدار شد . ناگهان شناور رفت زیر آب تقه زدم  و قزل الای رنگین کمان 40 سانتی را از آب خارج کردم ، چرت دوستانم پاره شد ! من که میدانستم که یک گروه ماهی به منطقه ما نزدیک شده اند و نباید معطل کنم دوباره قلاب را پرتاب کردم  و فورا شناور رفت زیر آب و دومین ماهی هم از آب خارج شد. همین لحظه یکی از قلابهایی که سر یک قرقره نخ  ماهیگیری نصب کرده بودم وقرقره آنرا لای سنگ های کنار آب گذاشته بودم تکان خورد و یک ماهی دیگر که گیر کرده بود و از آب بیرون می پرید را دوستان از آب خارج کردند . پرتاب بعدی من با فرورفتن شناور همراه شد وبا کشش غیر عادی قلاب متوجه شدم ماهی بزرگی است بله جدال من و یک قزل آلای حدود 60 سانتی شروع شد ، قلاب را  بشدت به اطراف  میکشید و من هم سعی میکردم هر طور شده کنترلش کنم، دوستانی که تا بحال رمبو وحشی صید کردند میدانند که این ماهی چقدر قدرتمند و جنگنده است ،بعد از گذشت دقایقی تا حدودی خسته اش کرده بودم و بیچاره به علامت تسلیم شدن ( گول زدن من) کمی سرش را از آب خارج و دهانش را کاملا باز کرده بود و قلاب شماره 4 من که دقیقا به سقف دهان سفید رنگش گیر کرده را مشاهده میکردم باور کنید راحت چهار تا انگشت من تو دهان بازش جا میشد چهار یا پنج متر بیشتر با من فاصله نداشت احساس میکردم صدای نفس کشیدنش را با این دهان باز میشنوم ، دوستان همراه هم که با دیدن این صحنه ها ذوق زده شده بودند با داد و فریاد از من میخواستند ماهی را از آب خارج کنم ، اینجا بود که اشتباه بزرگی را مرتکب شدم ، به گمان اینکه دیگر کارش تمام شده نخ را شل نکرده و نخ قرقره را به سمت خودم جمع کردم و اینجا کافی بود که ماهی با یک تکان، قلابی که تو سقف دهان بازش بود  را به یکباره خارج و  با یک پشتک تماشایی فرار کند و در برود. قبلا یک کپوردریایی 65 سانتی را توی رودخانه ای درزیبا کنار(لشت نشا  در نزدیکی ویلاهای صدا و سیما) بعد از خسته کردن با همین حالت سر از آب بیرون بودن  صید کرده بودم ولی آنجا باید دوباره بهش نخ میدادم  تا بره زیر آب و بیشتر خسته اش میکردم و در برگشت با توجه به نداشتن تور دستی با احتیاط خارجش میکردم.

خلاصه حاصل کاریک عدد چوب ماهیگیری شکسته و صید پنج عدد قزل رنگین کمان درشت با گوشتی کاملا صورتی و خوشمزه بود که واقعا از قزل های لار لذیذتر بودند، داخل شکمشان هم پینه دوز ، خزه .. بود .

همانطور که میدانید  چند ساله دریاچه تار به بخش خصوصی برای پرورش قزل آلا واگذار شده وماهی های آن کیفیت و بزرگی سابق را ندارند . یکی از دوستان ماهیگیر که پاتوق ماهیگیری او امسال نیز دریاچه تار بوده اظهار میکرد ماهی چندانی ندارد و بیشتر ماهی های آنرا با تور جمع کرده اند و بیشتر ماهیگیران از دریاچه دست خالی برمیگردند. به هر صورت تار در تابستان منطقه ای دیدنی و جالب است .

راستی تابستان سال بعد از آن نیز یکبار دیگر به دریاچه تار رفتم که بد نیست به آن هم اشاره ای بکنم تا دوستان از جاده خراب و خطرناک تار آگاهی داشته باشند. با یکی از دوستانم که گواهی نامه پایه یک هم دارد و راننده مجربی نیز هست ، با وانت مزدای تک کابینش که از بد حادثه روغن سوزی هم داشت باتفاق چند نفر دیگر که در قسمت بار نشسته بودند از مسیر جاده اول رفتیم تار ، در بعضی از قسمت ها روی یال کوه تقریبا جاده ای بطور مشخص قابل مشاهده نبود و در قسمتی  هم جاده شیب بسیار زیادی داشت و از آن پایین رفتیم ( اگر می خواهید برای بار اول هرکسی را شوکه کنید توری که بی حرکت از ترس تا آخر  مسیر روی صندلی بی حرکت بنشینند از این جاده بروید تار)، در  مسیر برگشت تو فکر بالا آمدن از این شیب با توجه به نداشتن دنده کمک بودم . حدس من درست بود و خدا خیلی به ما رحم کرد چون برای بالا رفتن از این شیب بخاطر پیچ تند اولش خودرو نمی توانست از قبل سرعت زیادی بگیرد ، من تنها در کنار راننده نشسته بودم و بچه ها در قسمت بار بودند ، شیب طولانی رابا دنده یک تا نصفه  راه بالا آمده بودیم که خودرو به خاطر روغن سوزی شدیدش کم آورد و با صدای ناله داری که از خودش درآورد لحظاتی ثابت ایستاد ، دوستم درب سمت خودش را باز کرد  و به من هم گفت آماده باش بپریم بیرون ( چون نگه داشتن خودرو تو اون شیب غیر ممکن بود و حتما لیز میخورد و میرفت تو دره عمیق آنجا)  ولی واقعا لطف خدا شامل حال ما شد و به یکباره خودرو با زوزه ای که کشید  دوباره به راه افتاد . البته وقتی رسیدیم تهران فردای آن روز  ماشین یاتاقان زد و یه تعمیر موتور اساسی هزینه آن شد! نا گفته نماند که من چند سالی میشه دریاچه تار نرفتم و جدیدا از وضعیت جاده های آن خبری ندارم.

از این خاطرات خطری تو ماهیگیری زیاد دارم مثل گیر کردن خودرو تو رودخانه سفید آب لار و خاموش شدن آن. یا شناور شدن خودرو شبیه قایق تو رودخانه اصلی لار و یا روبرو شدن با حیوانات وحشی مثل گرگ یا ملاقات با افعی منطقه  البرز ، یا گم شدن در جنگل های شمال، یا خطر تصادف با گله گراز های وحشی در شب ... و خیلی چیز های دیگر که بسیاری از ماهیگیران عزیز با آن مواجه شده اند .لیکن پرداختن به آنها فرصت جداگانه ای می طلبد.

امیدوارم از خواندن این مطالب خسته نشده باشید

دوستدار و اردتمند همه ماهیگیران ورزشی majid

     Fishing.fisher@yahoo.com

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/23ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط مجید  | 

بسمه تعالی

ماهیگیری دربنادر چابهار و کنارک

امروز قصد دارم شما را با خود به شرقی ترین نقطه جنوب کشور در کنار دریای زیبای عمان ببرم ، جایی دور دست که شاید بسختی گذر دوستان ماهیگیر به آنجا بیفتد. لیکن هزینه آن یک بلیط رفت و برگشت هوایی به چابهار است که فکر میکنم ارزش آنرا داشته باشد (فاصله تهران تا چابهار 1961 کیلومتر).عید سال 87 باتفاق خانواده برای گردش و دیدار از منطقه آزاد چابهار یک سفر چهار روزه را تدارک دیده بودم. چوب و لوازم ماهیگیری هم که جزء لوازم ضروری سفر است ، با احتیاط آنها را در چمدان جاگیر میکنم  تا در فرصت مناسب (چنانچه خانواده اجازه بدهند و در امر خرید  آنها خللی وارد نشود ) از آن استفاده کنم.  فرودگاه چابهار درنزدیک بندر کنارک واقع شده ، از بالای آسمان که به منطقه نگاه میکنید بیشتر شوره زار و دشت های لم یزرع دیده میشود ،ساحل دریای عمان نیز مانند مروارید میدرخشد. فاصله فرودگاه تا بندر کنارک (به سمت غرب) حدود 10 کیلومترو تا منطقه آزاد تجاری چابهار حدود 45 کیلومتر(بسمت شرق) می باشد. واردمنطقه آزاد که میشوید چندین اسکله از جمله دو اسکله بزرگ شهید کلانتری و شهید بهشتی که برای پهلو گرفتن کشتی های تجاری و تخلیه بار ساخته شده اند خودنمایی میکنند. منطقه آزاد چند بازار بزرگ برای خرید دارد که بخاطر سختگیری های گمرکی اجناس قابل توجه ای ندارند،هر چند دلیل اصلی سفر ما بازدید از مناطق گردشگری چابهار می باشد . سه اسکله ماهیگیری به نام های تیس ( در ساحل زیبای تیس در  منطقه آزاد تجاری) ، رمین در 10 کیلومتری چابهار ( درنزدیکی روستای رمین) و اسکله بریس در 60 کیلومتری چابهار (نزدیک مرز)نیز وجود دارد.

                         ساحل زیبای چابهاردر حالت جزر آب ( طلوع آفتاب فروردین 87)

طبق معمول تحقیقات اینجانب در مورد مناسب ترین محل ماهیگیری به این نتیجه رسید که در دو اسکله تجاری نمیشود ماهیگیری کرد ، اسکله تیس نیزبخاطر اینکه نزدیک ساحل تیس بود و مردم در آب شنا میکردند بنظرم خیلی شلوغ آمد . چند نفر از اسکله رمین و دنج بودن آن برایم تعریف کردند لذا یکروز بعد از ظهر خودرویی اجاره کرده و قرار شد من و خانواده را به اسکله رمین برده و غروب آفتاب ما را برگرداند.

                                                اسکله رمین(غروب بهاری فروردین 87)

راستی مناطق گردشگری زیادی در چابهار وجود دارد مثلا در همین مسیر اسکله رمین اگر به سمت شرق بروید میتوانید از تالاب لیپار ، کوه های مریخی ..... بازدید کنید.  کوه های مریخی یکی از جالب ترین دیدنی های این منطقه است ، واقعا آدم فکر میکنه به سطح مریخ رفته ، به نظرم دیدن همین جا جبران تمام هزینه ها و سختی های سفر باشد . ای کاش تلاش جدی در معرفی آنها انجام میشد.

                                    کوههای مریخی در نزدیکی چابهار(فروردین 87)

تا یادم نرفته از مردم منطقه چابهار برایتان تعریف کنم : که تا نبینید باورتان نمیشود ، من خیلی از جاهای ایران را گشتم ولی بخدا تو عمرم مردمی به این با وقاری ، خوش اخلاقی و دوست داشتنی ندیدم ، چه داخل شهر و چه در خارج آن ندیدم کسی به هر عنوانی که فکرش را بکنید  مزاحمتی برای دیگران ایجاد بکند. به معنای واقعی مهمان نوازند و حقوق دیگران را محترم می شمارند.

چون از قبل میدانستم مرکب ماهی طعمه مناسبی برای ماهیگیری است لذا در مسیر رفتن به اسکله رمین کنار بازار ماهی فروشان چابهار توقف کردیم و یک عدد مرکب ماهی خریدم و فروشنده برایم بصورت فیله آنرا درست کرد ( عجب فیله سفید و لخمی بود ! ) .ضمنامحتویات داخل صدف های دریایی نیز طعمه خوبی هستند و انرا در بندر دیلم امتحان کرده بودم ولی داخل صدف هایی که به تعداد بی شمار در تمام صخره های کنار ساحل چابهار دیده میشود گوشت بسیار شل  و نرمی وجود دارد و برای نصب در سر قلاب مناسب نیست.

                                                  صخره های پوشیده از صدف

با خودرو میتوان تا انتهای اسکله سنگی رمین رفت.  آب عمق مناسبی داشت  وما حدود 2 ساعت در کنار اسکله بودیم ولی حتی یک ماهی کوچک نیز به قلاب نوک نزد . چند نفر از محلی ها هم با قلاب  برای ماهیگیری آمده بودند ، آنها از تکه های گوشت ماهی شوریده برای طعمه استفاده میکردند و چندتا ماهی کوچک از نوع طوطی ماهی صید کرده بودند ، به من هم از طعمه خودشان دادند ولی باز هم خبری نشد. هوا داشت تاریک میشد و باید برمی گشتیم . در حال قدم زدن دسته های ماهیان 40 تا 50 سانتی به تعداد زیاد ناگهان از آب خارج و با شیرجه وارد آب میشدند( شبیه قزل آلا  وقتی میخواهد پشه را تو هوا بزند) و با صدایی که در سکوت آنجا پخش میشد ما را بدرقه میکردند ، نمیدانم دلیل این کار چه بود !

فردا ظهر بلیط برگشت داشتیم و باید به فرودگاه کنارک می رفتیم. با رانند ه ای قرار گذاشتیم تا ضمن رساندن ما چند ساعتی نیز در بندر کنارک گردش کنیم. کنارک شهر کوچکی است و داخل آن تعدادی فروشگاه تانا کورا  وجود دارد که البسه و مخصوصا کفش های دست دوم خارجی عرضه میکنند البته بخاطربوی اجناس دست دوم باید با ماسک وارد آنها شد. فقط تعدادی مغازه ملحفه نو می فروختند و اجناس خود را با قیمت های خیلی مناسب و با کیفیت بالا ارائه میکردند.

                           اسکله کنارک ولنج های پهلو گرفته در آن ( فروردین 87)

با اصرار راننده مبنی بر بازدید از اسکله بندر کنارک آخرین فرصت را غنیمت شمرده و به آنجا رفتیم . باید بگویم دلیل اصلی نوشتن این پست دقیقا معرفی این محل برای دوستان خوبم است. اسکله ای با طول بیشتر از 3 کیلوتر در دریا ،واقعا تعجب کردم . خودروها به راحتی طول اسکله را طی میکردند و در دو طرف آن لنج های زیادی پهلو گرفته بودند.

 

                       اسکله بزرگ صیادی کنارک(به فاصله از ساحل توجه کنید !)wikimapia

همانگونه که در عکس ماهواره ای مشاهده میکنید تاسیساتی ( ازقبیل انبار و سوله) نیز در نوک اسکله احداث شده . آبی بسیار تمیز و آرام با عمق مناسب در اطراف اسکله هر ماهیگیری را بخود جلب میکند. تازه فهمیدم که چه فرصت خوبی را از دست داده ام .

                                                    اسکله از نمائی نزدیکتر

 فکرش را بکنید بدون استفاده از چنین اسکله ای با چه دردسر و هزینه ای باید این مقدار از ساحل دور شد و ماهیگیری کرد.

                                                   اسکله کنارک (فروردین 87)

برای ماهیگیری فرصتی نبود و باید اسکله را ترک میکردیم و به فرودگاه میرفتیم ،در مسیر برگشت تعدادی پسر بچه حدود 10 یا 11 ساله را در حال ماهیگیری بر روی اسکله مشاهده کردم . روش کارشان بدین صورت بود که به یکسر نخ چهارمتری یک قلاب ، و سر دیگر آن یک تکه یولونیت (جهت شناور ماندن) وصل کرده وتقریبا 10عدد از آنها را  آزادانه( بدون آنکه به جایی وصل باشند) در یک منطقه30 متر مربعی بر روی آب شناور کرده بودند.یکنفر از بچه ها با قایق خیلی کوچکی که به اندازه یک بچه جا داشت ( به قیمت 10 هزار تومان) با کمک دو تکه تخته چوب مربع شکل پارو میزد و در صورت تکان خوردن شناورها سریعا به آنها مراجعه و ماهی های شوریده 3۰ سانتی صید شده را پشت سر هم از آب خرج میکرد.واقعابه ابتکار و خلاقیت آنان باید آفرین گفت که با مقداری نخ و یولونیت وچند عدد قلاب و یکعدد قایق اسباب بازی این طور ماهیگیری میکنند ، این شیر بچگان نان آورخانواده خود نیز هستند . از آنهاباید درس ماهیگیری واز همه مهمتر زندگی گرفت. از ماهیگیری این بچه ها فیلمی با هندی کم تهیه نمودم لیکن فرصت تبدیل و ارائه آنرا نداشتم، انشاالله در زمان مناسب آنرا به سمع و نظر شما خواهم رساند.

                                                    جاده احداثی بر روی اسکله

آب و هوای منطقه چابهار در تابستان بدلیل وزش بادهای موسمی خنک تر از سایر مناطق جنوبی کشور بوده و قابل تحمل است لیکن با وزش این بادها آب پر تلاطم  و مواجی پدیدار خواهد شد.ای کاش دوباره فرصتی دست میداد و در فصل مناسب برای ماهیگیری به کنارک می رفتم.

دوستان  گرامی : هر چند تمام طول سواحل دریای عمان و خلیج فارس در ایران عزیزمان دیدنی  بوده و میتوان در آن ماهیگیری کرد ، علیهذا امیدوارم مطالب فوق که تلاشی کوچک برای معرفی یک مکان استثنایی است مورد پسند و استفاده قرار گرفته باشد.

دوستدار وارادتمند همه ماهیگیران ورزشی majid

Fishing.fisher@yahoo.com

           

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/11ساعت 1:30 بعد از ظهر  توسط مجید  | 

بسمه تعالی

رودخانه و سد مارون

 

                            سدمارون : عکس ازسایت خبری وزارت نیرو 

نام اصلی و قديمی رودخانه مارون ، تاب است اين رود از کوههای نيل و چشمه سار های دامنه کوههای سادات از زاگرس سرچشمه گرفته و پس از طی مسافت 120 کیلومتر به دریاچه سد مارون می رسد و از طریق تنگ تکاب وارد دشت بهبهان میشودو توسط سد انحرافی شهدا و شبکه آبياری بهبهان، دشت بهبهان وسپس  از طریق سد انحرافی جایزان ، دشت جایزان را مشروب و درمحلي به نام قلعه شيخ، پس از دريافت رود اعلا رامهرمز، نام جراحي به خود گرفته و به هور شادگان مي ريزد. اين رود در مواقع پر آبي از طريق خور موسي وارد خليج فارس مي شود.

آب رود مارون كه در بالا دست از كيفيت بسيار خوبي برخوردار است، در قسمتهاي پايين دست، به خصوص از عيدنك(در نزدیکی روستای لنده ) به بعد و تا قبل از ورود به دشت بهبهان، به واسطه عبور از لايه هاي گچي و نمكي، دريافت شاخه هاي شور، و پس از آن، به علت گرما و تبخير زياد، كيفيت نامطلوبي پيدا مي كند.  البته علي رغم متفاوت بودن كيفيت آب، رود مارون نقشی اساسی در پيدايش حيات جوامع روستايي در حاشيه خود به عهده داردو همچنین باعث بوجود آمدن شهرهای نسبتاً بزرگي مانند بهبهان، رامشير و شادگان در مسير خود شده است. (بدلیل انکه مطالب فوق در سایتها ی مختلف بدون ذکر منبع به شکلهای گوناگون اورده شده،تشخیص منبع اصلی برایم میسر نشد )

سد مخزنی مارون بر روي رودخانه مارون در فاصله 19 كيلومتري شمال شرق بهبهان با ارتفاع 165 متر، طول تاج 345 متر، عرض تاج 15 مترو حجم كل مخزن حداكثر 1200 ميليون متر مكعب احداث گرديده است . اين سد از نوع سنگ‌ريزه‌اي شني با هسته رسي مي‌باشد.

رودخانه مارون در نزدیکی بهبهان در نزد اهالی خونگرم و صمیمی آنجا بنام رودخانه امام رضا (ع) نامیده شده و از طریق جاده معروف به کارخانه سیمان به راحتی قابل دسترسی است. ابتدا خیلی تمایل داشتم در پشت  سد مارون ماهیگیری کنم  ولی به نقل از ساکنین شهر  ماهیگیری در  پشت دریاچه سد ممنوع بود.لذا ترجیح دادم در داخل رودخانه  و  همچنین در نزدیکی سد انحرافی شهدا که پایین تر از سد مارون قرار گرفته وبه نسبت آن خیلی کوچکتر است ماهیگیری کنم.

مشاهده تعدادی ماهیگیر که با قلاب در کنار آب حاضر شده بودندبرایم خیلی خوشایند بود ، لااقل توی بهبهان چند نفر علاقه مند به ماهیگیری ورزشی را دیدم .اینجا یکی از گردشگاه های مردم بهبهان در روزهای تعطیل می باشد.

                                سد انحرافی شهدا

در پشت دریاچه سد انحرافی نیز کسی ماهیگیری نمی کرد ،من هم که حدود یک ساعت فرصت ماهیگیری بیشتر نداشتم درجلوی این سد روبروی خروجی آن ابتدا با شناور مشغول شدم ، میخواستم بدانم وضعیت به چه صورتی است و فورا مثل رودخانه خیر آباد تعدادی ماهی در اندازه های کوچک از نژاد کپور صید کردم و آنها در آب رها کردم و رفتم سراغ پرتاب دریایی .

 سد شهدا از دریچه ای دیگر

 ریسه ای که با نخ معمولی نمره 35  ساخته شده بود را آماده و خمیر را روی قلاب زدم و در نقطه ای که آب عمیق و سبز رنگ بود پرتاب کردم. چوب را روی پایه قرار داده بودم و منتظر شدم . به یکباره سر چوب خوابید ، من هم نزدیک بودم و بلا درنگ چوب را برداشتم ولی ماهی زیر آب که اصلا ندیدم چه اندازه ای بود ریسه و قلاب را کند و برداشت برد . خیلی شوکه شدم ، انتظار چنین چیزی را نداشتم  ،باز هم امتحان کردم اما دیگر  چیزی به قلابم نیفتاد ومن هم که به اتفاق خانواده در کنار آب حضور پیدا کرده بودم با اصرار آنها چوب و چرخ را جمع کرده و به شهر بهبهان برگشتیم تا در ادامه مسافرت خود به امیدیه برویم.

فردا صبح به سمت امیدیه حرکت کردیم ،آنجا مهمان یکی از آشنایان بودیم . دوستی از ماهیگیری در بندر ماهشهر تعریف کرد و وسوسه ماهیگیری و دیدن شهر بسیار زیبای ماهشهربه جانم افتاده بود ، لذا مسیر حدود 75 کیلومتری امیدیه تا بندر ماهشهر که خیلی مستقیم و کفی بود  را به اتفاق ایشان در شرایطی که باد شدیدی می وزید و جلوی حرکت خودروی ما را می گرفت ، طی کردیم  و از سمت جاده ای که بسوی پتروشیمی میرفت به اسکله های بندر ماهشهر رسیدیم .لازم به ذکر است آب این منطقه به خور موسی ارتباط دارد (همانگونه که قبلا گفتم رودخانه مارون و درنهایت جراحی به خور موسی میریزد پس ذکر این خاطره در ادامه با موضوع بی ارتباط نیست)چون میدانستم که ماهی های خلیج فارس به طعمه های گوشتی بیشتر علاقه دارند ، مقداری میگو تهیه و با خود بهمراه داشتم . چون فرصت کمی داشتم و این همه راه را از امیدیه بخاطر ماهیگیری آمده بودم  سریع مشغول شدم و از روی اسکله هایی که برای پهلو گرفتن کشتی ها ساخته شده ، بصورت دریایی قلاب را پرتاب کردم.

 

         اسکله های پتروشیمی و بندر اما م خمینی مشرف به خورموسیwikimapia

 در عرض چند دقیقه چند تا ماهی کوچک با بدن هایی شیشه ای که یادم نیست اسمشان چی بود گرفتم . اها لی محل میگفتند این ماهی ها بسیار لذیذ و بدون خار هستند و طعم آنها مثل میگو می باشد . خلاصه هنوز نیم ساعتی از حضور ما نمی گذشت که متوجه شروع جزر آب شدم .به صورتی که آب خیلی سریع پایین رفت و تا مسافت زیادی از اسکله دور شدو ساحل گلی زیر آن پدیدار گشت . دیگر محل برای ماهیگیری مناسب نبود و من هم طبق معمول ماهی نگیری ! را کنار گذاشته و وسایلم را جمع کردم تا به خانواده که در امیدیه منتظرم بودند بپیوندم. البته نکته ای خدمت دوستان عزیزم ذکر کنم که چندی پیش در جراید کشور خواندم که بدلیل سمومی که کارخانجات پتروشیمی بندر ماهشهر وارد آب کرده اند ، ماهیان منطقه دارای آلودگی بالایی بوده و اخیرا نیز نوزادانی با  معلولیت در آن شهرستان بدنیا آمده اند ( صحت این خبر بر عهده جرایدی که آنرا انتشار داده اند).    

راستی خاطره ای در مورد جزر و مد خلیج فارس برایتان تعریف کنم که  حتما باید از آن اطلاع داشته باشید.  فردای آنروز به اتفاق چند خانواده دیگر به بندر دیلم رفتیم ، وقتی آب در حالت جزر باشد به راحتی می توان با خودرو به کنار ساحل عریض و طویل آن رفت ولی امان از وقتی که مد آب شروع شود . در چند دقیقه چنان آب بالا می آید که اگر کسی از وسیله نقلیه خود غافل شود ، در آب گیر افتاده و خسارت شدیدی به او وارد میشود ، من هم که از قبل از این موضوع اطلاع داشتم و دیده بودم آب شور چه بلایی سر  آدم میآورد ،  خودورام را در کنار خودرو سایر بستگان با فاصله زیاد از آب پارک کرده و برای ماهیگیری به سمت اسکله سنگی دیلم که حالت موج شکن نیز دارد  رفتم و بایکی از دوستان شروع به ماهیگیری کردم ، تازه داشتم طعمه اختراعی خودم را (ترکیب خمیر نان همراه کنسرو ماهی تن )امتحان می کردم و با آن چند تا بچه سنگسر و شوریده خوشگل گرفته بودم که موبایلم زنگ زدو گفتند بدو بیا که ماشین رفت تو آب،من هم چوب ماهیگیری رارها کردم و به سرعت دویدم ، خوشبختانه پنجره خودرو پایین بود و اقوام توانستند با خلاص کردن دنده آنرا  هل داده و از آب دور کنند.

دوستان ببخشید این پست بیشتر تعریف خاطرات بصورت انشائی شد ، بهتر است تا سر از شهرهای مجاور در نیاورده ام خداحافظی کنم .بی صبرانه منتظر خواندن نظرات شما عزیزان هستم.

دوستدار و ارادتمند همه ماهیگیران ورزشی majid

        Fishing.fisher@yahoo.com  

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/05ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط مجید  | 

بسمه تعالی

رودخانه خیرآباد و سد کوثر

 

سد کوثر عکس از شبکه خبری آب ایران

سد مخزنی کوثر در استان کهگیلویه و بویراحمد در فاصله 60 کیلومتری شمال غرب شهر دوگنبدان (گچساران)  در محل تنگ دوک و از نوع بتنی با ارتفاع از پی 144 متر، طول تاج 190 متر، و حجم مخزن 580 میلیون متر مکعب بر روی رودخانه خیرآباد احداث شده است. رودخانه خیرآباد به طول تقریبی 100 کیلومتر از سرچشمه های شیرین رودخانه زهره بوده و از ارتفاعات زاگرس سرچشمه می گیرد و پس از پیوستن به زهره به خلیج فارس می ریزد. استان کهگلویه وبویراحمد بندرت از آب این سد استفاده میکند و بیشترین استفاده را سازمانهای آب منطقه ای استانهای بوشهر و هرمزگان برده و به شهرهای حاشیه خلیج فارس که فاقد آب آشامیدنی  مناسب هستند آبرسانی میکنند.

رودخانه خیرآباد از چندین محل قابل دسترسی است :

1-  شمال گچساران به سمت آب ریگون _ روستای دیل_ نازمکان ، بطول 44 کیلومتر که جاده ای کوهستانی با مناظری بدیع و چشم نواز میباشد. مسیر دسترسی به دریاچه سد نیز از روستای آرو (جاده فرعی در حد فاصل دیل و نازمکان)میباشد. نازمکان و آرو را در نقشه با دایره سبز رنگ مشخص کرده ام. نمیدانم زیبایی های نازمکان را در فصل بهار چگونه برایتان تعریف کنم ، شاید فقط بتوان گفت اسمش دقیقا مثل خودش است یعنی ناز بسیار نازو پر ازگل های قشنگ . یکی از زیباترین جاهایی که تو عمرم دیدم. فکرش رو بکنید تو نازمکان کنار رودخانه خیراباد قلاب به دست نشسته باشید. 

                   دریاچه سد کوثر در نزدیکی روستای آرو عکس از : شهرمن گچساران

در نازمکان از روی پلی که روی رودخانه خیرآباد زده شده عبور خواهید کرد و چنانچه مایل به دیدن چشمه بلقیس باشید پس از طی کردن حدود15 کیلومتردرنزدیکی چرام به آن خواهید رسید.عده ای از باغ چشمه بلقیس به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جهان نام برده اند. با کلیک بر روی این لینک عکسها و توضیحات چشمه بلقیس رامشاهده کنید.

2-    یکی از مسیرهای دیگر دسترسی به رودخانه خیرآباد جاده گچساران به بهبهان در مرز دو استان کهگلویه و بویراحمد واستان خوزستان درحدود ۵۰ کیلومتری گچساران در محل پل خیر آباد میباشد. بیشتر مواقع پاتوق ماهیگیری من آنجا بود البته در آن زمان سد کوثر در حال احداث بود . محل پل خیرآباد را با دایره مشکی بر روی نقشه زیر مشخص کرده ام.

زیر پل خیراباد به هر سمت که بروید محل مناسبی برای ماهیگیری پیدا خواهید کرد. آنجا اکثرا از چوب کاسی همراه با شناور استفاده میکردم. طعمه هم خمیر یا کرم خاکی همراهم بود.

       رودخانه خیرآباد و یکی از همراهانم در حال ماهیگیری( فروردین 85)

نکته قابل توجه وفور ماهی در اندازه های 15 تا 20 سانت از نژاد کپور ( شیربت و بچ ) در این رود خانه است، بصورتی که اگر چوب ماهیگیری رو دست یک بچه بدهید  این قدر ماهی میگیره که خسته میشه !.طعم ماهی های خیرآباد بخاطر شیرین بودن آب  بهتر از رودخانه زهره است.  

خیرآبادو پسرم همراه ماهی که صید کرده (فروردین 85)

چیزی که باعث تعجبم میشد این  بود که هیچوقت کسی را که برای ماهیگیری به آنجا بیاد ندیدم. در ضلع جنوب غربی پل جاده ای قدیمی و متروکه شما را به نقاط عمیق تر رودخانه هدایت خواهد کرد که بالاتر از سطح رودخانه قرار دارد. یکی دو بار هنگام پایین رفتن از شیب برای رسیدن به آب ناگهان با حرکت ماهیهای  خیلی بزرگ که از کوچکترین صدایی فرار میکردند بر خورد کردم. نمیدانم چه ماهی بودند سر خیلی بزرگ، دم باریک و پشتشان رنگ سیاه بود و اندازه تقریبا یک متر که خیلی سریع از نقاط کم عمق تر رودخانه فرار میکردند وچون قسمتی از بدنشان از آب بیرون بود مثل قایق پدالی صدا ایجاد میکردند، من هم با تعجب نظاره گر بودم. البته دفعات بعد بی سر و صدا در کنار آب حاضر شدم و در نقاط عمیق تر و دنج رودخانه با ریسه کف خواب، سرب سنگین و نخ مناسب  شانسم را امتحان کردم  ولی موفق به صید ماهی بزرگ نشدم .

این هم عکس ماهواره ای از پل خیرآباد در سایت wikimapia .

امیدوارم مطالب فوق مورد پسند و استفاده دوستان قرار گرفته باشد.

دوستدار و ارادتمند همه ماهیگیران ورزشی  majid

Fishing.fisher@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/27ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط مجید  | 

بسمه تعالی

رودخانه زهره

رودخانه زهره دراستانهای فارس(ممسنی)،کهگیلویه و بویراحمد(گچساران ) و خوزستان ( بهبهان و بندرماهشهر) بطول بیش از ۴۰۰کیلومتر جاری است. اين رود از 14 كيلومتری شمال باختری اردكان سرچشمه گرفته، ابتدا به نام رودخانه اردكان به سوی جنوب خاوری و جنوب سرازير می شود و از كنار اردكان عبور میکند پس از رسيدن به تنگ روديان به نام شش پير تغيير مسير داده و به سوی باختر متوجه می گردد و به دهستان دشمن زياری ممسنی وارد می شود و پس از مخلوط شدن با رودخانه شيرين بنام رودخانه فهليان وارد دهستان جاويد ماهوری از شهرستان ممسنی میشودو پس از مخلوط شدن با ریزابه های فراوان از طریق دهستان باشت به شهرستان گچساران وارد میگردد و به رود زهره تغییر نام میدهد و پس از ادغام با رودخانه های بابامنیر و هفت قنات و عبور از نواحی جنوبی گچساران به سردشت بهبهان وارد شده ودر این دهستان با رودخانه خیر آباد مخلوط شده و سر انجام در غرب روستای چتله و در جنوب غربی هندیجان به خلیج فارس میریزد. ( منبع بخشی از مطلب فوق  سایت جامع گردشگری ایران)

شهرستان گچساران ( یا دوگنبدان ) نیز در جنوب غربی استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده است و حدود ۴۶۸۳ کيلومتر مربع وسعت دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان کهگيلويه، از جنوب به شهرستان گناوه(استان بوشهر) از شرق و شمال شرقی به شهرستان ممسنی(استان فارس) و از غرب به شهرستان بهبهان (استان خوزستان) محدود می باشد. راه اصلی استان خوزستان(اهواز) به استان فارس(شيراز) از اين شهرستان  می گذرد و قشلاق عشاير بويراحمد و قشقايی نيز در آن قرار دارد. (منبع  سایت ویکی پدیا)

نزدیکترین مسیر دسترسی به گچساران از تهران مسیر اصفهان_شهرضا _سمیرم_یاسوج_ سه راهی بابامیدان_ گچساران بطول۸۹۵کیلومتر  است. اینجانب چندین سال درایام عیدنوروز به شهرستان گچساران سفرکرده و ازمناطق گردشگری و دیدنی آن بازدید ودر رودخانه های اطراف آن ماهیگیری کردم. باور کنید به هر جای استان کهگیلویه و بویر احمد که بنگرید رودخانه ، دریاچه یا ناحیه ای که برای ماهیگیری مناسب باشد را خواهید دید. مناطقی بکر و بسیار زیبا که سفر به آنها شبیه یک رویاست . گچساران یک منطقه نفت خیز است و بسیاری از جاده های ارتباطی ان از جمله جاده دسترسی به بندر گناوه و بندر دیلم توسط شرکت نفت ساخته شده است. در این پست میخواهم شما را به جنوب گچساران به سمت بندر( دیلم.گناوه ) برده وبا هم از رودخانه زیبای زهره در محل پل زهره بازدید کنیم. در نقشه زیر محل پل زهره را با دایره سبز رنگ مشخص کرده ام .

پل زهره در حدود 4۰كيلومتري جنوب  غرب شهرستان گچساران در پايين دست پل قديم و در مجاورت روستاي "شله‌زار"  بر روي  رودخانه زهره      در  مسير ارتباطي  گچساران به تأسيسات  مهم نفتي  بي‌بي حكيمه، سياهمكان، بينك و تلمبه‌خانه بزرگ گوره و در حد واسط استانهاي كهگيلويه و بويراحمد و بوشهر احداث شده است.

                          پل زهره : عکس از نفت نیوز

قبل از پل در سمت راست پاسگاه نیروی انتظامی واقع شده است و خودرو های زیادی جهت رفتن به سمت  بندر دیلم  و  گناوه از روی این پل عبور میکنند لذا منطقه امنی است .آب رودخانه  در  این منطقه تقریبا بسیار شور بوده و از نزدیک بوی خاصی میدهد. مضافا اینکه در این نقطه رودخانه نیز از پهنا و عمق قابل قبولی بر خوردار بوده و به راحتی میتوان پرتاب های بلند ( دریایی)  انجام  داد و  چوب ماهیگیری را روی پایه کاشت . انواع ماهیان موجود در زهره عبارتند از:  بنی ، برزم ، بیاح ، صبور ، شبه شوریده و شیربت . که بسته به محل و شوری آب ،تراکم و نوع آنها در نقاط مختلف رودخانه متفاوت است.

رودخانه زهره دارای ماهی های بسیار بزرگی است .  البته در آنجا شخصا موفق به صید ماهی بزرگ نشدم .ولی در خود شهر گچساران یک فروشگاه لوازم شکار و ماهیگیری وجود دارد که صاحب آن عکسهایی از ماهیان 40 تا 50 کیلویی را که در رودخانه زهره با قلاب صید کرده بود در پشت شیشه مغازه نصب کرده. ایشان اظهار میکردند جهت صید ماهی های بزرگ حتما باید شب در کنار آب کمپینگ زد تا در صبح خیلی زود  موفق به صید ماهی بزرگ شد..

دیدن عکس ماهواره ای پل زهره درسایت wikimapia خالی ازلطف نیست.

 لازم به ذکر است ، اخیرا عملیات احداث سدی در منطقه چم شیر در نزدیکی گچساران  بر روی رودخانه زهره شروع گردیده که با تکمیل و آبگریری آن قاعدتا بر جاذبه های گردشگری منطقه افزوده خواهد شد.

 خلاصه اگر در اوایل فصل بهار به این منطقه سفر کنید ضمن بازدید از زیبایی ها و مناطق گردشگری ، هم ماهیگیری میکنید و هم می توانید در ادامه مسیر به بنادر دیلم و گناوه سر زده و از مراکز خرید و بازار آن دیدن کنید. به عبارتی هم فال و هم تماشا .تازه خود دیلم و گناوه در کنار خلیج فارس نیز جای خیلی مناسبی برای ماهیگیری است و خود من خاطرات خوبی از آنجا دارم.

انشالله در پستهای بعدی به مناطق شمالی گچساران ( چرام ، نازمکان ، چشمه بلقیس ) و رود خانه بسیار زیبای خیر آباد  خواهم پرداخت.

 ارادتمند و دوستدار همه  ماهیگیران ورزشی   majid

    Fishing.fisher@yahoo.com         

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 10:17 قبل از ظهر  توسط مجید  | 

بسمه تعالی

رودخانه خرسان

اين رودخانه که به خرسان شهرت یافته  است , بزرگترين ريزابه رود كارون است و ازكوه هاي تنگ سرخ و" كنه دوده سه" در 43 كيلومتري جنوب شرقي ياسوج و 15 كيلومتري شمال غربي شهر اردكان فارس سرچشمه ميگيرد و به نام رودخانه بشار به سوي شمال غربي امتداد مييابد.
اين رودخانه ضمن عبور از دره غربي كوه تنگ سرخ، روستاهاي بردزرد ، تنگ مشكان و تنگ خشك را سيراب ميسازد. در يك كيلومتري غرب روستاي تنگ سرخ با رود تنگ سرخ يا محمود بيگي درهم مي آميزد و به دره ميان كوه هاي توپ عبدالله ( در قسمت شرق ) و پازنان ( در قسمت غرب) وارد ميشود.
در مدخل دره مزبور روستاي ده تولي را مشروب ميكند و پس از آميختن با يك ريزابه شرقي با آب دره دلي صفدر و سپس با رود وزگ مخلوط ميگردد و از طريق دره شرقي كوه خركلون به سوي روستاي كلگه جاري ميشود . پس از عبور از روستاي سرتنگ ، در 3 كيلومتري روستاي ده شيخ با آب دره آبزا در هم مي آميزد و بعد از عبور از روستاهاي ده كهنه و سرسور به روستاي دو راه ميرسد .
در شرق روستاي اخير با رودخانه گرداب , كه از تنگ آبدوهي ميگذرد , مخلوط ميشود و به نام رودخانه گرم و گاه به نام رود خرسان به ناحيه لردگان در چهار محال و بختياري وارد ميشود. طول رودخانه خرسان 230 كيلومتر و طول ارتفاع سرچشمه آن از سطح دريا 2900 متر مي باشد . سراسر اين رودخانه يكي از مناسب ترين مکانها براي انجام دادن ورزشهاي آبي مي باشد. ( متن و عكس فوق از سايت اینترنتی  شركت توسعه منابع آب ونيروي ايران به آدرسhttp://fa.iwpco.ir/default.aspx استخراج گرديده است )

 به عبارتی سر منشاء رودخانه خرسان منطقه دنا در سلسله جبال زاگرس میباشدکه:

 1_در منطقه شمالی و شمال غربی دنا و اطراف سمیرم روخانه هایی مانند : ماربر، ونك، شمس آباد و حناكه همگي سرانجام ويكجابه رود خرسان ملحق مي شوند را تشکیل میدهند.

2_ در منطقه جنوب دنا نیز بنام رودخانه بشار در نزدیکی شهر یاسوج  شکل گرفته و به سمت شمال غربی امتداد پیدا میکند  و در نهایت با رودخانه جاری شده از سمت منطقه سمیرم ادغام و رود خرسان را ایجاد مینماید.

کل رودهای نام برده شده به جزء خرسان اصلی تقریبا در حد فاصل جاده سمیرم به یاسوج  واقع شده . برای رسیدن به سمیرم از تهران می بایستی از شهرهای اصفهان و شهرضا عبور کرد.اينجانب از جاده سمیرم به یاسوج چند سال پیش در ایام عیدنوروز  عبور کردم. منطقه خلوت و کم ترددی است،در مسیر نیز تنها از چند روستا عبور خواهید کرد ، چنانچه حدود 60 کیلومتر از سمیرم دور شوید ، به پلی معروف به پل خرسان میرسید که تنها تقاطع جاده اصلی با یکی از رودهای اصلی تشکیل دهنده خرسان در نزدیکی میمند میباشد . قبل از پل ،پاسگاه محیط بانی در سمت راست مشاهده میشود . نقطه مزبور را با دایره سبز رنگ بر روی نقشه زير مشخص نموده ام . با توجه به اینکه روایت هایی در مورد وجود ماهی قزل آلا در رودخانه خرسان شنیده بودم از قبل برای ماهیگیری  در  این نقطه برنامه ریزی کرده بودم و چوب و طعمه مناسب همراهم بود لیکن افسوس که به خاطر مشکلی که پیش آمد نتوانستم حداقل یک امتحانی بکنم و ببینم چه خبره و چه نوع ماهی میشود صید کرد. به هر صورت منطقه بسيار بكر ، زيبا و جالبي است.

 لازم به ذکر است طبق استعلام تلفنی که از محیط زیست یاسوج بعمل اوردم و توضیحات صمیمانه و خوب مسئولین محترم  آن ادره مجوز ماهیگیری در آن منطقه تنها در شهر یاسوج  صادر میگردد و پاسگاه محیط بانی  مستقر در منطقه مجوز صادر نمیکند.

تا اینجا توضیحات در مورد سر شاخه ها و رودهای تشکیل دهنده خرسان که درمنطقه سمیرم واقع شده اند. اما در مورد خود خرسان اصلی كه با خط مشكي رنگ بر روي نقشه بالا مشخص شده یکی از مسیرهای دسترسی به آن از شهرستان لردکان (از مسیراصفهان_بروجن_لردکان ویا  شهرکرد_بروجن_لردکان ) وسپس به سمت سردشت ، طلايه  ميباشد. فاصله لردكان  تا طلايه حدود 50 كيلومتر جاده آسفالته مي باشد. طلايه محل اجراي سد جديد الاحداث خرسان3 در جنوب شرقی لردکان ميباشد .

شاید سر شاخه ها و رود های تشکیل دهنده خرسان محل مناسب تری برای صید قزل آلا باشد. دقیقا نمیدانم ، ولی مسئولین اداره محیط زیست یاسوج بر وجود ماهی قزل آلا در رودخانه خرسان تاکید داشتند. دوستان عزیز چنانچه اطلاعات تکمیلی در این خصوص دارید ، حتما اعلام کنید تا همگی استفاده کنیم.

در آینده انشا الله اگر فرصتی بود، ۱شما را با خود به استان زیبای کهکلویه و بویر احمد وشهرستان گچساران و مناطق دیدنی و ماهیگیری آن خواهم برد. تا گوشه ای از زیبایی ها و شگفتیهای ایران عزیز که کمتر به آن پرداخته شده مشخص گردد.

 ارادتمند و دوستدار ماهیگیران ورزشی majid 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/07ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط مجید  | 

                                                          بسمه تعالی

 

خاطره یک روز ماهیگیری در دریاچه امامزاده علی (ع)

 

دریاچه امامزاده علی(ع) در نزدیکی آب اسک  در جاده هرازو حدود 80 km  تهران  واقع شده . برای رسیدن به آن از مسیر جاجرود ، آبعلی ، پلور و آب اسک می بایستی عبور کرد . سالها پیش محل فعلی دریاچه همانند سایر نقاط رودخانه هراز،تقریبا  رودخانه ای کم عمق و کم عرض بود .( لیکن در بهار سال 1377 یکی از بزرگترین  زمینلغزشهای جاده هراز به وقوع پیوست. خوشبختانه با تخلیه بموقع کلیه اماکن مسکونی-تجاری اطراف محل، این حادثه  تلفات جانی در بر نداشت. لیکن 600 متر از جاده هراز، یک روستای ییلاقی 15 خانواری خالی از سکنه بنام پشتک،  زائر سرا و بقعه سه امامزاده و ...  تخریب شدند.)

 


زمين لغزش امام زاده علي – بهار 77 آب اسک و احداث دوباره جاده بر روي توده جابجا شده

        

توجه : منبع تهیه مطالب داخل پرانتز و عکس بالا پایگاه ملی داده های علوم زمینی کشور به آدرس اینترنتی زیر میباشد. .

(حق تکثیربرای پایگاه ملی داده های علوم زمین )

 تصور کنید شب بخوابید و صبح دو تا کوه بزرگ از هم فاصله گرفته باشند به هرصورت پس از این زمینلغزش آب در دره ایجاد شده جمع  و دریاچه ای زیبا پدیدار گشت. محل دریاچه در سایت wikimapia   با وضوح بسیار  قابل مشاهده می باشد .

 

این دریاچه محل زندگی ماهی قزل آلای خال قرمز و رنگین کمان است. کف دریاچه پر از درختان و گیاهان باقی مانده از آثار قبل ازرانش کوه  می باشد . بهمین خاطر چنانچه از ریسه استفاده میکنید ، حتما سرب سبک به انتهای ریسه خود وصل کنید والا  با هر پرتاب، یک ریسه را از دست میدهید. یکی از طعمه های قابل استفاده در اینجا  لارو می باشد البته لذت صید ماهی قزل آلا با لانسه را نباید از یاد برد.

درعکس یک قزل آلای رنگین کمان کم نظیر65 سانتی به وزن7/3 kg که توسط یکی از اساتید ماهیگیری ورزشی و دوست بسیار عزیزم در مرداد ماه 87 در دریاچه امامزاده علی با لانسه صید شده را مشاهده میکنید .(با تشکر از ایشان که اجازه استفاده از این عکس را دادند ) .

 

 

          

 

                                                  Fishing.fisher@yahoo.com

 خوب تا اینجا توضیحات کلی در مورد دریاچه و ماهی های آن حالابقیه ماجرا را بخوانید :

بیشتر از 6-7 سال بود برای ماهیگیری به دریاچه امامزاده نرفته بودم ، البته با وجود سد لارمنطقی هم نبود برم  . حالا که سد لار تعطیل شده ، تصمیم گرفتم به یاد گذشته  سری به دریاچه بزنم .یادم میاد اوایل ایجاد دریاچه ماهی خیلی زیادی توش نمیشد گرفت  یا حداقل کار خیلی سختی بود.ولی با چند مدت تمرین و امتحان نمودن روشهای مختلف ،لم ماهیگیری در  آنجا را پیدا کردم و مدت زمانی که سد لار برای چند سال بسته شده بود اکثر مواقع پاتوق من آب اسک بود.                                                     مجوز ماهیگیری دریاچه در محل پاسگاه محیط بانی جنب پمپ بنزین پلور در ساعات اداری صادر میشود لیکن بخاطر اینکه صبح خیلی زود میخواستیم لب آب باشیم روز قبل زحمت رفتن به پارک جنگلی سرخه حصار و اخذ مجوز را تقبل کردیم و با خاطری آسوده با طلوع آفتاب در کنار دریاچه حاضر شدیم . قبل از هر چیز انبوه زباله های انباشته شده و محیط فوق العاده آلوده با بوی نا مطبوع  خود نمایی  میکرد و تقریبا جای تمیزی برای نشستن بچشم نمی خورد. یکی از دوستان روز قبل پیشنهاد کرده بود از رودخانه کم عمق آنجا عبور کرده و آنطرف دریاچه مابین چند تا درخت بزرگ که سایه خوبی دارند چادر بزنیم ، اما خدا چه رحمی کرد که از این کار منصرف شدیم ، چون نزدیکیهای ظهر چند نفر از خدا بی خبر از بالای کوه بسیار مرتفع آنجا که قاعدتا از سمت روستا های آب اسک قابل دسترسی هستند ( نه از سمت دریاچه) چند عدد تخته سنگ درست و حسابی را برای خنده و شوخی!؟ به پایین پرتاب کردند. تمام کوه تکان میخورد و یکی از تخته سنگها دقیقا ما بین آن چند درخت فرود آمد ....دیگر چیزی در این مورد نگویم بهتر است !

بریم سر موضوع اصلی ماهیگیری  :  به محض رسیدن به لب آب چند نفر از چادری که از شب قبل در آن استراحت میکردند بیرون آمدند و با دیدن چوب ماهیگیری آنها خوشحال شدیم که تنها نیستیم ، لیکن باز هم مشکلی بود این هموطنان عزیز بدون اخذ مجوز و با وسیله جدید الاختراعی  که از قبل هم تعریف آنرا شنیده بودم (تورک) شروع به صید کردند . توری مربع شکل به ریسه ای که تنها یک سرب به اتنهای آن وصل شده است ،با چوب ماهیگیری درون اب پرتاب میکردند و هر چند دقیقه زنگوله سر چوب به صدا در می آمد و ماهیان قزل آلای ریز و درشت را درون خود جا میداد . خیلی تعجب کردم یعنی هیچ محیط بانی به آنجا سر نمیزند که اینگونه آزادانه با تور ماهیگیری میکنند؟

           

ما هم با کلی لانسه کشی و همچنین کاشتن چوب با طعمه لارو ، به زحمت چندتا خال قرمز گرفتیم و راهی منزل شدیم. تجربه بدی نبود ولی چکار باید کرد ؟ از وضعیت امسال سد لار گله مند باشیم یا ... ، کجا بریم ماهیگیری ؟ موضوع گرفتن ماهی نیست . رفتار ما با طبیعت  و موجودات خدا دادی ان است که باید قدر این نعمت ها را دانست.  قطعا تا چند سال دیگر باید توی استخرهای پرورش ماهی قلاب  بیندازیم.

امیدوارم از خواندن این مطلب خسته نشده باشید.  ارادتمند و دوستدار ماهیگیران ورزشی(  majid )

      Fishing.fisher@yahoo.com        

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط ایرج  | 

تشکر و سلام

 

با سلام و تشکر از کسانی که این مطالبو می خونند و یک تشکر ویژه از دوست عزیز و بزرگوارم ایرج که این وبلاگ را ساخت وفرصتی به من داد تا بتونم مطالب خودمو در مورد ورزش یا بهتر بگم تفریح بزرگ ماهی گیری در خدمت شما علاقه مندان قرار بدم.

 

معرفی یه جا برای ماهی گیری

 

 امروز می خوام در مورد یه جایی صحبت کنم که تقریبا بکر و دست نخورده برای ماهی گیری که من چند ماهیه که اونجا ماهی گیری میکنم

این از اون جهت بکر و دست نخوردست که کمتر کسی اونجا ماهی گیری می کنه واز بودنش اطلاعی داره اگه اسمشو بگم شاید باور نکید و بگید که اینجا رو همه می شناسند واونجا ماهی گیری می کنند ولی اینطور نیست اون محل جایی نیست جز سد بزرگ سفید رود واقع در استان گیلان وقزوین.

البته این نکته رو باید بگم که قایق سواری و تور انداختن تو سد ممنوعه ولی چون جای که ما هستیم یا بهتر بگم ما می شناسیم دور از دیده و کسی با اونجا کاری نداره امروز که این مطلب را می نویسم یعنی 16/5/87 اب سد رفته پایین و به دلیل بادی که تو این منطقه می وزه شن وماسه بلند می کنه کار ماهی گیری رو سخت می کنه ولی بهترین وقت برای ماهی گیری سر صبح بین ساعت 5 تا 8 که در این زمان هیچ بادی نمی وزه.

این مکان علاوه بر وجود سد که جای معرکه ای برای ماهی گیریه دو رود خانه به نام های شاهرود وقزل اوزن نیز به این سد می ریزه که این دو رود خونه نیز بر زیبای و غنای محل برای ماهی گیری می افزاید .


Image and video hosting by TinyPic


معرفی ماهی های اون منطقه

 

خوب حالا بهتره در مورد ماهی های این سد و رود خونه های اطرافش بگم راستی تو فصل بارندگی که 3 فصل بجز تابستانه تعداد رود خانه های که به سد می ریزند به بیش از 14 رود میرسه که 7 تای انها دائمی ولی به علت استفاده کشاورزی به سد نمی ریزه(فقط فصل تابستان)

ماهی های این منطقه عبارت از کپور،زرد پر ، قزل الا می باشد ولی اگه ماهی دیگه هم باشه من ندیدم از این بابت عذر می خوام



Image and video hosting by TinyPic


نحوه ماهی گیری

 

خوب حالا نوبت به این می رسه که بگیم چه جوری میشه تو این منطقه ماهی گرفت به نظر من وبعضی از دوستان ماهی گیر من اینه که: هر منطقه باید طبق روش خاصی ماهی گیری کنیم این منطقه هم از این امر مستثنا نیست.

نکته قابل طرح اینه که چون این سد سنگ زیاد داره(کف سد)قلاب به اون گیر می کنه و ممکنه سرب و قلابتونو از دست بدید پس باید همیشه یه چوب پنبه (وسیله که مانع فرو رفتن و خوابیدن کامل قلاب و سرب به کف اب بشه) به سر قلابتون ببندید تا این اتفاق نیفته .

 

از این حرفا بگذریم چون بهترین منطقه تو سد برای ماهی گیری جای که رود به سد می ریزه یا بهتر بگم دلتا یا مصب رود کمی اب سرعتش بیشتر این جا باید همون چوب پنبه رو هم که قبلا گفتم از سر قلاب باز کنید .

 

حالا نوبت به طعمه و نوع قلاب می رسه

 

بهترین طعمه برای ماهی های رود خونه زنبوره که می تونید مصنوعی یا طبیعی استفاده کنید طعمه بعدی که هم تو رود خونه و سد و دریا به طور کلی همه جا می تونید استفاده کنید چیزی نیست جز قورباغه .

برای این کار می تونید قورباغه رو گرفته ،کشته ،تیکه کرده و از قسمت ران و روده های اون برای طعمه استفاده کنید که طعمه مناسبیه

 

طعمه بعدی که بیشتر ماهی گیرا استفاده می کنند خمیره برای اینکه خمیر سر قلاب وا نره باید اونو با پنبه مخلوط کرده و سر قلاب بزنید

 

 

خوب امید وارم که مطالبم برای این بارکافی باشه حتما برای آینده از تجربیات دیگر دوستانم برای شما نقل خواهم کرد می تونید با من با پست الکترونیکی من تماس بگیرید با تشکر فراوان..

rain.rain20@yahoo.com

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/19ساعت 8:53 بعد از ظهر  توسط جهان  | 

مقدمه :


اگه تمام اینترنت رو برای پیدا کردن یه مطلب در مورد دریاچه زیبای ولشت زیرو رو بکنید مطمئنا مطلبی در این رابطه پیدا نخواهید کرد جز اطلاعات گنگ و سر بسته و دو سه عکس که از نمای بسیار دور از دریاچه گرفته شده است. آدم تعجب می کنه از این سیستم ضعیف اطلاع رسانی توریسم تو کشورمون که در مورد چنین نمونه های زیبای طبیعت هم اطلاعاتی در دسترس عموم وجود نداره.

پس از سوال و جواب بسیار قبل از سفر برای کسب اطلاعاتی در مورد دریاچه و بی نتیجه موندن تمام این جستجوها تصمیم گرفتم که بعد از سفر حتما تجربیاتم رو به صورت مصور در اختیار بقیه قرار بدم تا شاید بعدها اگه کسی خواست اطلاعاتی در این رابطه کسب کنه مثل من به در بسته نخوره .


 

اطلاعاتی کلی در مورد دریاچه :


دریاچه ولشت که به نگین مازندران هم مشهوره در ارتفاع 900 متری بین دو روستای سنار و لورچال در 26 کیلومتری چالوس واقع است . به گفته کارشناسان حداکثر عمق دریاچه 25.5 متر و متوسط عمق آن هم 12 متر است و وسعتی حدود 25 هکتار دارد. آب دریاچه هم از چشمه های زیر زمینی و برف و بارون تامین میشه.


راه دسترسی به دریاچه :


از مسیر تهران چالوس ( جاده چالوس ) اولین شهری که بعد از وارد شدن به استان مازندران برخورد می کنید شهر مرزن آباد است . برای رسیدن به دریاچه باید ادامه مسیر رو به سمت شهر چالوس طی کنید حدود دو یا سه کیلومتر بعد از مرزن آباد در سمت چپ جاده ابتدای یک جاده فرعی تابلویی می بینید که مشخص می کنه این راه فرعی به سمت روستای سنار و دریاچه ولشت می ره . برای اینکه به عمق بی توجهی مسئولین پی ببرید باید بگم که حتی این تابلو هم به صورت دستی نوشته شده و حتی زحمت نصب یک تابلوی درست و حسابی رو هم مسئولین به خودشون ندادن.


 

وارد جاده فرعی که بشین تا روستای سنار حدود 7 کیلومتر جاده آسفالت وجود داره . این مسیر تا روستا به صورت پیچ در پیچ به سمت بالا میره و اطراف رو هم درختان کاج و برگ سوزنی پوشونده . کلا جاده بین یک جنگل مصنوعی واقع شده. بعد از پایان مسیر مارپیچ به یک دشت برخورد می کنید که بعد از طی یک کیلومتر به روستا می رسه.



 

جاده منتهی به روستای سنار


از روستا به سمت دریاچه دیگه جاده آسفالت وجود نداره و جاده خاکی میشه که در ابتدا هم با یک شیب بسیار تند شروع میشه که به خاطر اینکه پیچ هم داره اکثر ماشینها اینجا گیر می کنن و مجبورن حداقل یه بار برای گرفتن دور مناسب  مسیر رو دنده عقب بیان . جالب اینجاست که بدونید دفعه قبلی که من حدود 10 سال پیش رفتم این جاده خاکی بود و الانم به همت مسئولین همچنان جاده خاکیه و فقط تو این دهسال به علت رفت و آمد زیاد ماشین  جاده یه مقدار هموارتر شده .

طول این جاده خاکی تقریبا 5 کیلومتر و بر عکس مسیر آسفالت ، به جز قسمت اول راه بقیه مسیر سر پایینی .

این قسمت از راه نه منظره زیاد جالبی داره و نه هوای مناسبی. به علت هوای بسیار خشکش مسیر پر از ملخ و چون ما تمام راه رو تا دریاچه پیاده رفتیم از نزدیک با برخی از این ملخ ها که اندازه گنجشک بودن آشنایی پیدا کردیم . واقعا به عمرم ملخهایی به این بزرگی ندیده بودم. ( اینو گفتم که اگه با این منظره روبه رو شدین نا امید نشین و برگردین ، اکثر کسایی که برای اولین بار بوذ که به دریاچه میرفتند به اینجا که میرسیدند با یه حالتی از اضطراب می پرسیدن دریاچه هم این قدر ملخ داره؟ ) کف زمین هم پر از ملخ هایی که زیر چرخ ماشینهای عبوری له شدن. پس از طی تقریبا 4 کیلومتر سر آخرین پیچ دریاچه سحر انگیز ولشت از دور پیدا میشه . اینجا جایی که عاشقان طبیعت حتما از ماشین پیاده میشن و یه عکسی از منظره دریاچه می اندازن . پیدا شدن ناگهانی دریاچه در آخرین پیچ و این حس انتظاری که آدم برای دیدن دریاچه مجبور تا آخر راه تحمل کنه خودش به زیبایی این منظره اضافه میکنه.


 

اولین نمای دریاچه


از اینجا به بعد تا دریاچه حدود یه کیلومترراه و وقتی وارد حریم دریاچه میشید به ناگهان همه چیز تغییر میکنه. اون هوای خشک جای خودش رو به یه خنکای مطبوع میده و منظره زیبای دریاچه تمام خستگی راه رو از تن آدم در میکنه . جالب اینجاست که اگه تمام منطقه دریاچه رو هم بگردین حتی یک ملخ هم پیدا نمی کنید. و این نشون میده که هوای اطراف دریاچه چه قدر با یک کیلومتر قبلش متفاوت است.


 

و اما سفرنامه ما :


من و برادرم بدون هیچ وسیله نقلیه ای به قصد یه سفر چند روزه برای روز یکشنبه 3 مرداد 86 ساعت 7 صبح به مقصد چالوس دو تا بلیط اتوبوس تهیه کردیم. با توجه به اینکه پیش بینی یک سفر 3 تا 5 روزه رو کرده بودیم باید وسایل مورد نیاز این مدت رو همراه خودمون می بردیم و چون وسیله نقلیه هم نداشتیم و تمام مسیر از ابتدای جاده فرعی دریاچه تا خود دریاچه رو باید پیاده می رفتیم باید وسایل رو طوری بر می داشتیم که بارمون زیاد سنگین نشه و حمل بار تا دریاچه برامون ممکن باشه. کل باری که در نهایت برداشتیم شامل دوتا کوله یه ساک و یه ساک چادر بود. با همه مراعاتی که کرده بودیم وزن کوله ها و ساک یه مقدار زیاد شد.

ساعت 11.30 صبح سه شنبه بود که سر جاده فرعی دریاچه از اتوبوس پیاده شدیم و مسیر دریاچه رو در پیش گرفتیم. متاسفانه هیچ وسیله نقلیه ای به جز ماشین مسافرانی که به قصد یه سفر چند روزه به سمت دریاچه میرن و معمولا هم کاملا پرن برای رسوندن افرادی که وسیله نقلیه ندارن به دریاچه و حتی روستا وجود نداره و من این سوال برام پیش اومد که اگه یکی از اهالی روستا بخواد بیاد لب جاده چیکار باید بکنه.

بعد ازسه ساعت پیاده روی به جایی رسیدیم که اولین نما از دریاچه معلوم شد . لحظه واقعا خوبی بود با اینکه فوق العاده خسته بودیم دوربین رو در آوردیمو شروع به عکس گرفتن و فیلم برداری کردیم . از اونجا هم نیم ساعت دیگه رفتیم تا بالاخره ساعت 3 بعد از سه ساعت و نیم پیاده روی واقعا طاقت فرسا(به علت گرمای بیش از حد هوا و بار سنگینمون) رسیدیم کنار دریاچه . واقعا می تونم بگم که دیدن  اون منظره و لمس اون هوای عالی همه خستگی راه رو از تنمون در کرد. اولین کسیم که کنار دریاچه بهش برخورد کردیم پیرمردی بود که روی یک قایق توی آب مشغول ماهی گیری بود . این منظره هم مزید بر علت شد که خستگی راه رو کاملا فراموش کنیم .] شما همتون ماهیگیرید و می تونید درک کنید که چه حس خوبی از دیدن یه ماهیگیر به آدم دست میده حسی که فقط یه ماهیگیر می تونه درک کنه .


اولین عکسم کنار دریاچه


بعد از خوردن ناهار و کمی در کردن خستگی تو یه جای دنج و مناسب چادرمون رو علم کردیم.


 

نمایی از چادر و دریاچه (برادرم مشغول ماهیگیری)


 

توضیحاتی در مورد دریاچه و محیط اطراف آن :


دریاچه در بین چند کوه و در واقع داخل یه دره واقع شده . پوشش کوههای دور دریاچه متفاوته . قسمتیش پوشیده از درخت ، قسمتیش حالت صخره ای داره و قسمتیشم حالت چمنزار . دور تا دور دریاچه هم پوشیده از نیزاره که محل خوبی برای زندگی اردک ماهی به شمار میره . البته به دست انسانهای نازنین قسمتی از نیزارا تخریب شده و ظاهرا هم دامنه این تخریب ادامه داره. در قسمت ورودی دریاچه اونجایی که دیگه جاده تموم میشه یه دکه وجود داره که تقریبا همه چیز می فروشه از یخ و آب گرفته تا غدا و سبزی و میوه . البته همه چیز نرخش دو تا سه برابره. همونجا هم یه مکانی در نظر گرفنه شده که به مسافرایی که چادر و وسیله اسکان ندارن و میخوان شب بمونن کرایه داده میشه . آب آشامیدنی(به جز آب معدنی بطری دکه ) توسط یه لوله از یه چشمه نزدیک دریاچه تامین میشه که اونم به خاطر اینکه مسافت لوله تا چشمه زیاده و از روی زمین هم رد میشه آبش به شدت گرمه. چیزی به عنوان سرویس بهداشتی هم اونجا وجود نداره فقط یه چهار دیواری بتونی وجود داره که به عنوان دستشویی ازش استفاده میشه و فکر کنم خودتون بتونید تصور کنید که چه وضعی داره . با همه این امکاناتی که وجود نداره بابت هر ماشینی که وارد محیط دریاچه میشه 1000 تومان ورودی میگیرن که من هرچی فکر کردم این ورودی بابت چی اخذ میشه نفهمیدم .

 ولی با همه اینا و با وجود اینکه مسافر زیاد برای بازدید دریاچه و گذروندن حداقل یه روز به اونجا میاد ، خوشبختانه اطراف دریاچه از آشغال مصون مونده و زیاد کثیف نیست. آب دریاچه هم فوق العاده تمیز و زلاله و رقص ماهیها تو آب رو میشه به راحتی دید به طوری که اگه کمی حوصله و شانس داشته باشید حتما می تونید یه بچه اردک ماهی رو لایه نیزارها تو آب ببینید . اگه بخواید از ماهیهای دریاچه هم بدونید علاوه بر اردک ماهی ، سیاه کولی ، کاس کولی و ماهی سفید هم از ماهیهای این دریاچه هستن. منظره اطراف دریاچه به همراه هوای مطبوعش واقعا لحظات به یاد موندنی رو برای آدم میسازه ، لحظاتی که تا مدتها تو ذهن آدم باقی می مونه و از یاد آوریش آدم غرق لذت میشه . جای تمام دوستداران طبیعت واقعا اونجا خالی بود . 

به محض علم شدن چادر مشغول مهیا کردن وسایل ماهیگیری شدیم تا از این ساعات باقی مونده تا تاریکی هوا بتونیم نهایت استفاده رو کنیم. من ریسم رو برای اردک ماهی بستم . یه هرزه گرد متصل به یه سیم بکسول که سرش یه لانسه(لوری) سه قلابه خال قرمز شماره 4 بود . نخم هم شماره 35 بود .برای متصل کردن سیم بکسول به نخ هم از گره Palomar استفاده کردم که عجیب هم جواب داد . چون کف دریاچه پوشیده از خزه بود و اطراف دریاچه هم نیزار بود به تناوب قلاب گیر می کرد ولی خوشبختانه حتی یه بار هم وسایلم رو از دست ندادم. برادرم هم ریسش رو برای ماهی سفید بست . شناور با سرب سبک و دو قلاب شماره 6 که با گره ملوانی به نخ متصل شده بودن برای طعمه هم از خمیر باگت با زردچوبه به همراه کمی شکر استفاده می کرد که به خاطر بو و رنگش تقریبا محبوب همه ماهیهای غیر شکارچیه .

حدود یه ساعتی مشغول بودیم ولی موفق به گرفتن ماهی نشدیم. با تاریک شدن هوا بساط شام رو علم کردیم و بعد از شامم خواب توی هوای دلچسب کنار دریاچه. از ساعت 12 شبهم بارون شدیدی گرفت که تا ساعت 5 صبح هم ادامه داشت. ولی خوب خوشبختانه چادرمون عالی بود و یه قطره بارونم تو نیومد. صبح به محض روشن شدن هوا بارونم بند اومد و ما هم چوبامون رو برداشتیم و رفتیم که شانسمون رو امتحان کنیم. من تا ساعت 9 داشتم لانسه می کشیدم ولی تنها چیزی که تونستم بگیرم همین بچه اردک ماهی بود که بعد از عکس گرفتن ولش کردم :


 

بچه اردک ماهی


ولی برادرم یه ماهی سفید تقریبا 20 سانتی گرفت که برای ناهار نگهش داشتیم

  (متاسفانه یادمون رفت ازش عکس بگیریم )


بعد از صبحانه منم ریسم رو عوض کردم و تصمیم گرفتم که برای سفید تلاش کنم. ولی چه فاییده که تا شب هیچ کدوم دیگه موفق به گرفتن ماهی نشدیم. نزدیکای غروب من دوباره لانسه کشیدم که بازم بی فایده بود. اونجا کسایی که می یومدن همه تقریبا اهل ماهیگیری بودن و حداقل یه چوب همراهشون بود . قبلا به خاطر آب تمیز و زلال دریاچه اینجا ماهی سفید پروش می دادن و این ماهیهایی هم که باقی موندن از همون دورانه . ولی ظاهرا به دلیل صید بیش از حد افراد محلی که حتی به بچه ماهیهای کوچکتر از کف دست هم رحم نمی کنن و همین طور خراب شدن نیزارهای اطراف دریاچه هم نسل ماهی سفید رو به انقراض هم اردک ماهی به شدت کم شده. اینه که تو تمام مدتی که ما اونجا بودیم با اینکه تقریبا دور تا دور دریاچه ماهیگیر بود ندیدیم کسی ماهی درست و حسابی گرفته باشه . محلی های اونجا که اکثرا کاسی (چوب مخصوص کولی که چرخ روی آن سوار نمی شود) داشتن و با قلاب شماره 12 هرچی بچه ماهی تو دریاچه بود رو می گرفتن و نمی دونم به چه منظوری اونارو نگه می داشتن(چون به نظرم قابل خوردن نبودن) غیر محلی ها هم که اکثرا برای اردک ماهی می یومدن دست خالی بر می گشتن. یه عده هم بودن که بدون اطلاعات کافی می یومدن و به تصور کپور تجهیزات مناسب همراه خودشون نداشتن که بعد از یه ساعت نا امید می شدن و ترجیح می دادن تنی به آب بزنن و از خیر ماهیگیری می گذشتن. خلاصه اینکه تو تمام مدتی که اونجا بودیم همش این حسرت باهامون بود که محیط به این زیبایی هوای به این مطبوعی چرا باید به خاطر کم توجهی این قدر ماهی کم داشته باشه که آدم نتونه کیفش رو تکمیل کنه و با گرفتن دو سه تا ماهی یه سفر رویایی برای خودش بسازه. 

روز دوم از سفرمون هم به همون یه بچه اردک و اون یه ماهی سفید ختم شد . شب دوم بر عکس شب اول بساطمون رو بیرون چادر پهن کردیم و از زیبایی شب دریاچه هم کمال استفاده رو بردیم. از شانسمون اون دو سه روزی که اونجا بودیم ماه تقریبا کامل بود و با نورش این قدر فضا رو روشن کرده بود که تقریبا احتیاجی به روشنایی دیگه نبود . منظره نور ماه داخل آب با کوههای اطراف دریاچه که تو تاریکی شب شکل رویایی به خودش گرفته بود منظره فوق العاده ای رو ایجاد کرده بود ، به این همه زیبایی یه باد خنک و صدای جیر جیرکها رو هم اضافه کنین . تو اون لحظات تمام حسرتم این بود که چرا نمیشه تو شب عکس گرفت و این صحنه های زیبا رو ثبت کرد. برای مایی که بین دود و ماشین و ترافیک و شلوغی زندگی می کنیم این صحنه ها و لحظات فوق العاده لذت بخش و آرامش دهندست. بازم جای همه اونایی که نبودن خالی .

روز سوم یعنی 5 شنبه هم صبح ساعت 5 بلند شدیم و شروع کردیم به ماهیگیری. من بازم شروع به لانسه کشی کردم. این دفعه تصمیم گرفتم دور تا دور دریاچه رو امتحان کنم. بعد از یه ساعت طرفای ساعت 6 صبح بود که بعد امتحان کردن نصف محیط دریاچه تقریبا روبه روی چادرمون تونستم یه اردک ماهی متوسط بگیرم :



 

تنها اردک ماهی که موفق به گرفتن شدیم


 

تمام کسایی که موفق به گرفتن اردک ماهی شدن می دونن که این ماهی چه روحیه جنگنده ای داره و اگه ریسه و نخ مناسب انتخاب نکرده باشید حتما ماهی با اون دندونای تیز و قدرت فوق العادش تجهیزات شمارو پاره می کنه و حسرت بزرگی به دلتون میگذاره. همون اتفاقی که بارها برای خود من افتاده.

درسته که این اندازه برای اردک ماهی که تا دو مترو بیشترم رشد می کنه می شه گفت کوچیکه ولی بدون اغراق می تونم بگم تو تمام مدت ما حتی کسیم ندیدیم که ماهی این اندازه گرفته باشه و واقعا دریاچه از نظر ماهی فقیر بود. خلاصه این ماهی رو هم بعد از گرفتن عکس به امید اینکه بزرگتر بشه و ماهیگیر بعدی از گرفتنش لذت بیشتری ببره ، رها کردیم . باز خدا خیرش بده که مارو آرزو به دل روونه خونه نکرد.

تا شب دیگه نه من نه برادرم موفق به گرفتن ماهی نشدیم . چون شنبه هم تعطیل بود از بعد از ظهر پنجشنبه به شدت دریاچه شلوغ شد و خیل مسافرا بود که یکی بعد از دیگری به اونجا می یومدن و همین باعث شد که تصمیم بگیریم صبح روز بعد به سمت تهران برگردیم.

صبح جمعه ساعت 5 صبح بلند شدیم و تا وسایلمون رو جمع کنیم و صبحانه بخوریم شد ساعت 8 . بعد از گرفتن چند عکس یادگاری دیگه ، با دریاچه و همه زیباییاش وداع کردیم و با خاطره بسیار عالی از اون روزای خوش به سمت جاده راهی شدیم.

برعکس اومدنی چون این دفعه هم خستگی یه مسافرت 4 ساعته از تهران رو نداشتیم هم اینکه می دونستیم که مسافت چه قدره و چه مقدار راه در پیش داریم ، تونستیم انرژیمون رو برای کل راه تنظیم کنیم و بدون اینکه احساس خستگی کنیم بعد از 2.30 راهپیمایی خوب و شاداب رسیدیم لبه جاده . و به این ترتیب سفر سه روزمون به دریاچه ولشت با انبوهی از خاطرات خوب به پایان رسید.


 

 چند عکس از زیباییها و زوایای مختلف دریاچه :



 

 


 


 


 

دریاچه ولشت


 

 

با اینکه دریاچه از نظر ماهی خیلی فقیر بود ولی بودن تو چنین طبیعت زیبایی برای هر دوستدار طبیعتی لحظات زیبایی رو میسازه و هم من و هم برادرم با اینکه به قصد ماهیگیری به اونجا رفته بودیم ولی از ثانیه ثانیش استفاده کردیم و لذت بردیم. کندن از کار روزانه و شلوغی و روزمرگی و رفتن به دامان طبیعت روحیه فوق العاده ای به آدم میده. شاید اگر کسی بخواد از بیرون نگاه کنه رفتن به این سفر بدون وسیله نقلیه غیر ممکن بود  ، همونطور که کسایی که از داخل ماشیناشون مارو پیاده در حال رفتن به سمت دریاچه یا در راه برگشتن میدیدن طوری با حالت تعجب نگاه می کردن یا حتی به زبون می آووردن که یعنی این همه مسیر پیاده غیر ممکنه. ولی ما خواستیم وشد. میشه بدون وسیله نقلیه سفر کرد و طوری سفر کرد که کمترین هزینه  صرف بشه. متاسفانه ما این قدر خرج بی مورد تو سفرامون می کنیم که خود به خود سفر کردن سخت میشه. میشه سفر کرد و خوب خورد و خوابید ولی هزینه اضافی هم نکرد. قصدم از نوشتن این مطلب علاوه بر آشنا کردن دوستان با این محیط زیبا این بود که بگم علی رغم همه محدودیت ها هم میشه وقتی رو به سفر کردن اختصاص داد و سفر بر عکس تصور همه مخصوص طبقه اقتصادی خاصی نیست. امیدوارم روزی برسه که شرایط طوری فراهم بشه که هر خانواده ایرانی بتونه در ماه حداقل یه سفر داشته باشه.

 

یه چند تا نکته برای کسایی که قصد سفر به ولشت رو دارن :

1- کسانی که احیانا بدون وسیله نقلیه قصد سفر رو دارن(مثل ما) باید بدونن که پیاده روی زیادی دارن و فقط

اگه آمادگی همچین پیاده روی رو دارن قصد این سفر بدون وسیله نقلیه کنن.

2- دوستایی که با ماشین می خوان برن به گفته افراد محلی زمان بارندگی راه خاکی دریاچه گل و غیر قابل عبور میشه پس سعی کنید زمانی رو برای رفتن انتخاب کنید که هوا بارونی نباشه.

3- حتما وسایل مورد نیازتون رو با خودتون ببرید چون هزینه خرید اونجا دو تا سه برابر.

4- اگه قصد سفر به اونجا رو دارید سعی کنید حداقل یه شب اونجا اقامت کنید. شب دریاچه واقعا زیبا و سحر انگیز.

5- هوای دریاچه مخصوصا شبا خیلی خنکه حتما لباس گرم همراه داشته باشید.

6- چون ولشت در منطقه کوهستانی واقع شده بهترین زمان سفر فصل تابستون. تو فصول سرد سال از رفتن به اونجا خودداری کنید.

7- حتما چادری که همراه خودتون می برید ضد آب باشه چون هر لحظه امکان بارندگی وجود داره. (فکر خوابیدن بیرون چادر رو از سرتون بیرون کنید)

8- دریاچه فاقد کپور(باعث تعجبه، کپور ماهی ای که تو هر آبی( جز آبای خروشان) میشه پیداش کرد) پس وسایلی که می برید باید مخصوص سفید ، کولی یا اردک باشه.

9- خواهشا مواظب محیط دریاچه باشید و از آلوده کردنش جدا خودداری کنید.

 

با امید به اینکه این مطلب براتون مفید بوده باشه و با این مطلب قصد سفر به این دریاچه زیبا رو بکنید.

 

با آرزوی شادکامی

 آرش سلیمانی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط ایرج  |